مركز خريد روغن سوخته و تصفيه روغن سوخته در سراسر كشور ايران مركز خريد روغن سوخته و تصفيه روغن سوخته در سراسر كشور ايران .

مركز خريد روغن سوخته و تصفيه روغن سوخته در سراسر كشور ايران

چاقي شكمي

در خبري كه چندي پيش از سوي يكي از خبرگزاري‌ها منتشر شد، اعلام شده بود كه چاقي شكمي‌ در نتيجه نشستن‌هاي طولاني مدت ايجاد مي‌شود. به علاوه، در اين خبر آمده بود كه براي پيشگيري از بروز اين نوع چاقي بهتر است هر 30 تا 40 دقيقه يك بار، فرد بايستد و تغيير حالت دهد، زيرا مطالعات نشان داده‌اند كه اين نوع چاقي از خطرناك‌ترين انواع چاقي بوده و ارتباط مستقيمي ‌با ابتلاي افراد به بيماري‌هاي غير واگيردار دارد. در ضمن، اين روزها كمتر كسي پيدا مي‌شود كه از بزرگ شدن شكم و به هم خوردن تناسب اندامش ناراحت نباشد. اما چرا اين عارضه و تشخيص آن اهميت دارد؟

به طور كلي، چاقي پديده‌اي است كه در اثر برآيند چند عامل يعني ژنتيك، محيط و رفتار به وجود مي‌آيد. در واقع اين عوامل روي دريافت انرژي، مصرف و ذخيره كردن آن تاثير مي‌گذارند.

اگرچه چاقي چيزي جز افزايش چربي بدن نيست، اما تمام روش‌هايي كه در حال حاضر براي تعيين و تعريف آن به كار گرفته مي‌شوند، روش‌هاي غيرمستقيمي ‌هستند كه در واقع چربي بدن را اندازه نمي‌گيرند، بلكه به طور غيرمستقيم برآوردي از چربي بدن را ارايه مي‌دهند. بنابراين اگر بگوييم هنوز روش صد در صد مطمئني براي اندازه‌گيري چاقي وجود ندارد، گزافه‌گويي نيست.

در حال حاضر، از روش‌هاي متفاوتي براي تعيين چاقي استفاده مي‌شود كه يكي از آنها BMI يا همان "نمايه توده بدني" است. در اين روش، وزن بر حسب كيلوگرم برمجذور قد بر حسب متر تقسيم شده و اعداد بزرگ‌تر از 25، چاقي تلقي مي‌شوند. در حال حاضر، اين روش بهترين است، اما معايبي دارد. اين نمايه گرچه اكنون در سراسر دنيا به عنوان يك روش مطلوب پذيرفته شده، اما ممكن است افرادي با اين روش چاق به شمار آيند كه چربي اضافي ندارند، اين افراد ورزشكاراني هستند كه توده عضلاني‌شان بالا است.

از سوي ديگر، افرادي با معيار BMI ، طبيعي تلقي مي‌شوند، حال آنكه داراي چربي اضافي در شكم هستند. به همين علت، امروزه به اندازه‌گيري دور كمر يا تعيين چاقي شكمي ‌بهاي زيادي داده مي‌شود، چرا كه ارتباط نزديكي با چربي احشايي دارد و به‌طور مستقل، پيش‌بيني‌كننده خطر ابتلا به ديابت ، فشار خون ، چربي خون بالا و بيماري‌هاي قلبي است.

بديهي است كه تلفيق BMI و اندازه دور كمر، بهتر مي‌تواند در ارزيابي خطر چاقي موثر باشد. در مردان دور كمر بيش از 102 سانتي متر و در زنان دور كمر بيش از 88 سانتي متر به عنوان عامل خطر محسوب مي‌شود.

البته امروزه روش‌هاي دقيق‌تري براي اندازه‌گيري چاقي شكمي ‌وجود دارد كه به عنوان مثال، مي‌توان از روش MRI براي تعيين دقيق‌تر چربي شكمي، نام برد.

اينكه آيا چاقي شكمي ‌در اثر نشستن زياد پشت ميز پديد مي‌آيد يا آنكه حاصل عدم تعادل مصرف و دريافت انرژي است، جاي بحث دارد، ولي قدر مسلم آنكه براي چاقي شكمي ‌نيز همانند چاقي عمومي، رژيم غذايي مناسب و ورزش به ويژه ورزش‌هاي موضعي ضرورت دارد.‌

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۵۶:۳۳ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

اندازه دور كمر مهم است

در سراسر جهان، چاقي به‌عنوان يك مشكل سلامت همگاني مطرح است.

چاقي چند علتي است و درمان آن ساده نيست. چاقي مي‌تواند در ايجاد و وخامت برخي بيماري‌ها تأثير داشته باشد، مانند: بيماري‌هاي قلب و عروق ، ديابت نوع دوم، پُر فشاري خون ، سكته مغزي ، برخي سرطان‌ها و مشكلات مفاصل زانو و كمر.

سهل انگاري در درمان چاقي رايج است. متأسفانه در اغلب افراد، تمام ريشه‌هاي چاقي مد نظر قرار نمي‌گيرند، از اين رو نتايج درمان‌ها به سرعت رنگ مي‌بازند.

دسترسي بي حد و مرز به غذاهاي كم حجم ولي پُر انرژي، عدم‌تحرك كافي به واسطه زندگي مدرن امروزي و تاثير وضعيت ژن‌هاي به ارث رسيده از والدين، از بارز‌ترين موارد مؤثر در افزايش وزن به شمار مي‌روند.

اين در حالي ‌است كه متأسفانه نه تنها بيماران، بلكه گاهي پزشكان هم درباره چاقي بحثي را پيش نمي‌كشند و افراد در معرض چاقي را به درمان و پيشگيري تشويق نمي‌كنند.

درمان چاقي به يك رويكرد همه جانبه نياز دارد. آيا انجام يك مشاوره تغذيه يا به عبارت ديگر رعايت كردن يك رژيم غذايي كم كالري براي درمان هميشگي چاقي كافي است؟ آيا آن دسته از رفتارهاي بيمار كه احتمال بروز چاقي و شايد برخي بيماري‌هاي ديگر را افزايش مي‌دهد، نبايد شناسايي و هدف درمان قرار بگيرند؟

بديهي است كه توجه به عادات غذايي و ميزان و نحوه فعاليت بدني فرد از اهميت زيادي برخوردار است. بايد بيمار مبتلا به چاقي، آن دسته از رفتارهايي را كه سلامت وي را به مخاطره‌انداخته‌اند، بشناسد تا بتواند از آنها دوري كند.

چاقي آيا آماده تغيير هستيد؟

شخص چاق بايد بداند كه وضعيت فعلي او نتيجه شيوه غلط زندگي روزمره وي بوده است و بدون تغيير آن، وزن هم تغييري نخواهد كرد. اگر در رفتارهاي غذايي، تغييري صورت نپذيرد، كاهش وزن تقريباً غير ممكن است.

آيا اضافه وزن دارم؟

اندازه‌گيري شاخص توده بدن يا BMI عملي‌ترين راه تعيين اضافه وزن يا چاقي به شمار مي‌رود. پس نخستين قدم، ‌اندازه‌گيري شاخص توده بدن است. شاخص توده بدن به همان‌اندازه مهم است كه‌اندازه‌گيري فشار خون.

براي‌اندازه‌گيري شاخص توده بدن بايد ميزان وزن بر حسب كيلوگرم بر مجذور قد بر حسب متر تقسيم شود. فرض كنيد فردي 70 كيلوگرم وزن و 172 سانتيمتر قد دارد، به عبارت ديگر قد  او  بر حسب متر برابر 72/1 است. اگر 72/1 را در خودش ضرب كنيم مجذور قد  اين فرد به دست مي‌آيد يعني حدود 96/2. حالا 70 را بر 96/2 تقسيم مي‌كنيم، يعني حدود 6/23. پس شاخص توده بدن وي 6/23 است.

براي بزرگسالان اگر شاخص توده بدن بالاتر از 25 ، ولي كمتر از 30 باشد، يعني فرد دچار اضافه وزن است. كسي كه داراي شاخص توده بدن 30 يا بيش از آن است، به بيماري چاقي مبتلاست.

به عبارت ديگر همه بزرگسالان بايد تلاش كنند شاخص توده بدن خود را در محدوده زير 25 نگه دارند.

دور كمر

اندازه‌گيري دور كمر از اين رو مهم است كه تقريباً با ميزان چربي موجود در تنه و دور قلب نسبت مستقيم دارد، به ويژه شايد برخي از آقايان اضافه وزن زيادي نداشته باشند، ولي دور كمر آنها بسيار بزرگ باشد. اين هم خطرناك است. در واقع، ‌اندازه دور كمر به ‌طور مستقل از چاقي مي‌تواند يكي از عوامل خطرزا به شمار رود كه استعداد فرد را در ابتلا به بيماري‌هاي قلب و عروق، ديابت نوع دوم، چربي بالاي خون و پرفشاري خون افزايش مي‌دهد.

براي‌اندازه‌گيري دور كمر بايد نوار‌اندازه‌گيري را كمي ‌بالاتر از ناف و زير دنده‌هاي قفسه سينه قرار دهيم. اگر دور كمر آقايان بيش از 102سانتيمتر و دور كمر بانوان بيش از 89 سانتيمتر باشد، بايد به آنها توصيه كرد، تغييراتي را در شيوه زندگي خود ايجاد كنند.

پژوهشگران چه مي‌گويند؟

پژوهش‌هاي موجود به‌ طور كاملاً واضح تاكيد مي‌كنند كه اضافه وزن بر احتمال مرگ و مير مي‌افزايد و احتمال مشكلات ناشي از ساير بيماري‌ها را هم افزايش مي‌دهد و در مقابل كاهش وزن مانند سدي، از تاثير عوامل خطرزاي بيماري‌هاي مهم جلوگيري مي‌كند.

در بزرگسالان چاقي و بزرگي شكم دو عاملي هستند كه جدا از هم خطر آفرين هستند. پژوهش‌ها نشان مي‌دهد همين طور كه شاخص توده بدن از 25 بيشتر مي‌شود، احتمال مرگ و مير هم افزايش مي‌يابد. با فراتر رفتن اين شاخص از مرز 30 ، سير صعودي احتمال مرگ شتاب بيشتري مي‌گيرد.

همين امر درباره دور كمر بيش از 102 سانتيمتر در آقايان و بيش از 89 سانتيمتر در بانوان صادق است.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۵۶:۳۳ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

واريس چيست؟

واريس بيماري است كه در طي آن ديواره ي وريدها(سياهرگ ها) دچار تورم و برآمدگي پياز مانند مي‌شوند. اين مشكل به طور عمده در ديواره ي وريدهاي قسمت تحتاني ساق پا ديده مي‌شود. هر وريد يا سياه‌رگ داراي دريچه‌هاي كنترل كننده جريان خون است. يكي از علل به وجود آورنده اين حالت، فشارهاي درون لوله گوارشي مثلا به دليل ابتلا به يبوست است. بعضي از سياه‌رگ‌هاي واريسي به طور عميقي درون ساق پا قرار داشته و قابل مشاهده نيستند.

واريس هنگامي ‌رخ مي‌دهد كه اين دريچه‌هاي كنترل كننده جريان خون در سياهرگ، دچار نارسايي شده باشند و به فعاليت طبيعي خود ادامه ندهند. در نتيجه ديواره ي وريدها(سياهرگ ها) دچار تورم و برآمدگي پياز مانند مي‌شوند.
واريس مي‌تواند منجر به كاهش تامين مواد مغذي براي پوست و ماهيچه شود و در نتيجه قانقاريا و زخم ايجاد كند.

علامت اصلي اين بيماري درد و تورم خفيف در قوزك پا و بد منظره شدن ناحيه مبتلا به واريس است. برخي مواقع نيز هيچ علامتي مشاهده نمي‌شود.

روش‌هاي درماني شامل پوشيدن جوراب‌هاي محكم مخصوص واريس و نشستن در حالتي است كه پاها در سطحي بالاتر از قلب قرار داشته باشند (به طور مثال قرار دادن پاها بر روي يك صندلي در حالت نشستن و يا دراز كشيدن بر روي زمين). در اغلب موارد براي برطرف كردن مشكل واريس، عمل جراحي مورد نياز است.
چه غذاهايي مفيد هستند؟
برطرف كردن يبوست گام نخست در بهبود اين بيماري است. يبوست فشار وارده بر سياه‌رگ‌هاي ساق پا را افزايش مي‌دهد و منجر به تشكيل واريس مي‌شود. رژيم غذايي غني از فيبر، سبب كاهش يبوست و پيش‌گيري از بروز واريس مي‌شود.

روش‌هاي درمان واريس شامل پوشيدن جوراب‌هاي محكم مخصوص واريس و نشستن در حالتي است كه پاها در سطحي بالاتر از قلب قرار داشته باشند.در اغلب موارد، عمل جراحي نيز مورد نياز است.
ـ براي حجيم كردن مدفوع و پيش‌گيري از يبوست، مصرف غلات سبوس دار، نان سبوس‌دار، ماكاروني و برنج توصيه مي‌شود. غلات غني از فيبر نامحلول، مدفوع را حجيم كرده و آب را در خود نگه مي‌دارند، در نتيجه مدفوع حاصل، نرم‌تر و بزرگ‌تر بوده و آسان‌تر از دستگاه گوارش عبور مي‌كند. بدين ترتيب فشار كمتري به وريدهاي پا وارد مي‌شود. اين نكته حائز اهميت است كه افزايش دريافت فيبر در رژيم غذايي بايد همراه با افزايش دريافت آب، حداقل به ميزان 6 ليوان در روز باشد.

ـ سبزيجات داراي برگ سبز و انواع كلم به وسيله تامين فيبر نامحلول به ويژه در طول دوران بارداري اهميت دارد. چرا كه در اين زمان، سطوح بالاي هورمون پروژسترون، سبب آهسته كردن انقباضات روده بزرگ مي‌شود و احتمال بروز يبوست را افزايش مي‌دهد.

ـ مركبات به ويژه پرتقال و گريپ فروت همچنين شاتوت، توت فرنگي، فلفل دلمه اي و انواع سبزيجات داراي برگ سبز تامين كننده ويتامين C هستند. اين ويتامين براي حفظ استحكام كلاژن ضروري است. كلاژن ماده‌اي است كه به حفاظت از ديواره رگ‌ها كمك مي كند. فقدان ويتامين C در رژيم غذايي منجر به پارگي وريدهاي كوچك و بدتر شدن واريس وريدها مي‌شود.

از نظر تغذيه اي مهم ترين كارها براي بهبود واريس، برطرف كردن يبوست و كاهش وزن اضافي در افراد چاق است.
ـ مصرف عصاره شاتوت در افراد دچار واريس سبب كاهش نشت ديواره نازك رگ‌هاي خوني مي‌شود. اين عصاره داراي آنتي اكسيدان‌هايي به نام آنتوسيانين است. آنتوسيانين‌ به بهبود بافت پيوندي آسيب ديده كمك مي‌كند. مصرف ميوه شاتوت نيز اثر مشابهي در رفع اين مشكل دارد.

- مغزها، دانه ها و ماهي هاي روغني حاوي اسيد هاي چرب ضروري هستند كه مصرف مقداري از اين غذاها به طور روزانه براي كمك به استحكام ديواره وريدها ضروري است.

از چه غذاهايي بايد پرهيز كرد؟
ـ كره، مارگارين، روغن‌ها، كيك، شيريني، شكلات، پاي و بيسكويت سرشار از چربي بوده و تامين كننده مقدار زيادي انرژي هستند كه احتمال افزايش وزن و واريس وريدي را افزايش مي‌دهند.

ـ هر غذايي كه به طور تجربي سبب بروز يبوست مي‌شود، بايد به ميزان كمتر يا به طور تركيبي همراه با غذاهاي ملين مصرف شود.مهم ترين مواد غذايي ملين شامل آلو ، انجير و زرشك است.

چند نكته:
ـ كاهش وزن اضافي براي افرادي كه اضافه وزن دارند، ضروري است. افزايش فشار وارده به رگ‌ها در نتيجه حمل چربي اضافي بدن، با افزايش خطر واريس مرتبط است.

ـ ورزش منظم به سوزاندن انرژي اضافي و همچنين درمان واريس كمك مي‌كند


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۵۶:۳۲ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

ماسك، از‌ آنفلوانزا جلوگيري مي‌‌كند؟

اگر يك آنفلوانزاي شديد و مقاوم شيوع پيدا كند، ماسك‌هاي كاغذي كه در حال حاضر در تمام داروخانه‌ها در دسترس قرار دارند، قادر به حفاظت شما دربرابر ابتلا به اين بيماري نخواهند بود.

اين واقعيت نااميدكننده‌اي است كه محققان آن را اعلام كرده‌اند. در واقع بايد گفت دليل علمي مشخصي پشت اين قضيه وجود ندارد. با اين‌حال، محققان سخت در تلاشند تا پاسخي براي اين پرسش بيابند كه آيا استفاده از ماسك براي پيشگيري از ابتلا به آنفلوانزا مفيد است يا نه؟

كتر مايكل بل، يكي از كارشناسان مركز پيشگيري و كنترل بيماري هاي آمريكا مي‌گويد:«ما نمي‌خواهيم مردم اين ماسك‌ها را از سر بي‌ميلي و براي رفع تكليف استفاده كنند. در واقع توصيه عمومي پرهيز از مواجهه با بيماري است.» اما چنين چيزي عملاً غيرممكن است.

بنابراين مركز پيشگيري و كنترل بيماري ها استفاده از يك ماسك ساده جراحي را در شرايط زير توصيه مي‌كند:

- در صورتي كه شما كاملاً سالم هستيد و بايد در مكان هاي شلوغ و پر ازدحام رفت و آمد كنيد.

- بيمار هستيد و احتمال مي‌دهيد كه ممكن است با يك فرد سالم، تماس نزديك داشته باشيد مثل اعضاي خانواده.

- شما با فردي زندگي مي‌كنيد كه بيمار است، گرچه بيماري در مراحل اوليه است و شما هم به ناچار بايد بيرون از منزل رفت و آمد داشته باشيد.

اگر هم شما فرد سالمي هستيد كه بايد از يك بيمار پرستاري كنيد، مي‌توانيد از يك ماسك گران‌قيمت كه ضخامت بيشتر و فيلتر قوي تري دارد استفاده كنيد؛ اما به خاطر داشته باشيد ماسك هرگز نمي‌تواند جايگزين مراقبت هاي اوليه براي پيشگيري از ابتلا به آنفلوانزا شود. مراقبت‌هايي نظير شستن دست و پرهيز از تماس با افرادي كه دچار عفونت دستگاه تنفسي هستند.

دكتر جولي گربردينگ، مدير مركز پيشگيري و كنترل بيماري ها مي‌گويد:«نگراني ما بيشتر از بابت افرادي است كه فكر مي‌كنند ماسك يك وسيله جادويي است و مي تواند جلوي انتقال هر نوع بيماري تنفسي را بگيرد. در واقع ماسك مي‌تواند در حفاظت شخصي مؤثر باشد، اما اتكاي صرف به آن، اشتباه است.»

نگاهي به پديده جهش ويروس

امكان بروز همه‌گيري آنفلوانزا حتي در سطح جهان چندان دور از ذهن نيست؛ چرا كه ويروس ايجاد‌كننده اين بيماري به‌راحتي جهش پيدا مي‌كند. به‌دنبال اين جهش، ويروس داراي ويژگي‌هايي مي‌شود كه قبلاًَ انسان‌ها آن‌ را تجربه نكرده‌اند.

دانشمندان نمي‌توانند پيش‌بيني كنند كه چه زماني همه گيري جهاني بعدي آنفلوانزا از راه خواهد رسيد. با اين وجود، نگراني‌ها با توجه به ظهور و گسترش آنفلوانزاي مرغي در آسيا در حال افزايش است.

تهيه واكسن براي نوع جديد ويروس آنفلوانزا به چند ماه زمان نياز دارد. بنابراين تا زمان آماده شدن واكسن، براي پيشگيري از بيمار شدن رعايت همان نكات ساده كنترل عفونت، بايد در دستور كار جوامع مختلف قرار گيرد.

در توصيه‌هاي مركز پيشگيري و كنترل بيماري ها روي دو نكته بيش از بقيه تأكيد شده است:

1- پرهيز از حضور در مكان‌هاي شلوغ و پرجمعيت.

2- پرهيز از تماس نزديك با افراد بيمار به جز در شرايطي كه بايد از يك بيمار پرستاري كنيد.

آنفلوانزا به راحتي در فاصله حدوداًَ 2 متري از فرد بيمار به فرد سالم قابل انتقال است. متأسفانه طبيعت آنفلوانزا اين گونه است كه فرد در ابتداي بيماري اصلاًَ نمي‌داند كه بيمار شده و تا قبل از شروع علايم آنفلوانزا، يعني بدن درد بدن و عطسه و سرفه همچنان از خانه بيرون مي‌رود و در تماس نزديك با افراد سالم قرار مي‌گيرد.

اما چرا استفاده از ماسك در فهرست مركز پيشگيري و كنترل بيماري ها قرار ندارد؟

دكتر گربردينگ پاسخ مي‌دهد:«ماسك مي‌تواند جلوي برخي ذرات معلق حاوي ويروس كه به واسطه عطسه و سرفه ايجاد مي‌شود را بگيرد.

ماسك

اما اينكه قطرات معلق بزرگ حاوي ويروس يا قطرات كوچك‌ كداميك خطرناك ترند، چندان واضح نيست.

به علاوه ماسك‌هاي ساده جراحي فقط قطرات معلق بزرگ را فيلتر مي‌كنند و ماسك‌هايي كه فيلترهاي قوي دارند، در دسترس همه قرار ندارند.»

به‌علاوه يكي از نگراني‌هاي مركز پيشگيري و كنترل بيماري ها، القاي حس اعتماد به نفس و امنيت كاذب به مردم است، يعني مردم به اشتباه فكر كنند كه با زدن ماسك ديگر بيمار نخواهند شد يا كسي را بيمار نخواهند كرد؛ مثلاً يك بيمار به واسطه يك ماسك معمولي كه درست هم روي صورتش قرار داده، به‌جاي اينكه در خانه استراحت كند، سر از ايستگاه مترو در مي‌آورد!

توجه به اين نكته ضروري است كه آنفلوانزا صرفاً از راه هوا منتقل نمي‌شود. فرض كنيد بيمار هنگام عطسه يا سرفه دستش را جلوي دهان و بيني مي ‌گيرد، بعد با همان دست دستگيره در يا ميله اتوبوس را لمس مي‌كند. حال اگر شما آن دستگيره يا ميله را لمس كرده و سپس دست خود را به دهان يا بيني تان بزنيد، در معرض همان عامل بيماري زا قرار گرفته ايد. به‌نظر مي‌رسد توصيه‌هاي مركز پيشگيري و كنترل بيماري ها با توجه به تحقيقات جديدتر در زمينه استفاده از ماسك، تغيير خواهد كرد.

دكتر بل پيشنهاد مي‌كند:«اينكه فردي از داشتن چند عدد ماسك در منزل احساس راحتي خيال مي‌كند، اصلاَ قضيه غيرمنطقي نيست، به‌شرطي كه از آنها به‌ شكل صحيح و به جا استفاده كند.»



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۵۶:۳۲ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

سرماخوردگي، آنفلوآنزا يا آلرژي ؟

دانستن تفاوت هاي اساسي بين سرماخوردگي، آنفلوآنزا و آلرژي امري مهم براي مقابله با اين گونه بيماري ها مي باشد . بر خلاف باور بسياري از مردم ، هواي سرد تاثيري بر سرما خوردگي ندارد يا اگر هم دارد بسيار اندك است. حقيقت آن است كه در طول فصل هاي سرد مردم اغلب اوقات خود را در محيط هاي سرپوشيده و بسته مي گذرانند. در نتيجه شانس و فرصت پخش شدن ويروس به طريق تماس نزديك از فردي به فرد ديگر افزايش مي يابد.

به طور كلي ويروس سرماخوردگي از دو طريق انتقال مي يابد:

اول از طريق تنفس و استنشاق ترشحات عفوني عطسه و سرفه پخش شده در هوا.

دوم از طريق لمس اشياء آلوده به ويروس (مانند كتاب، دستگيره در و دست دادن با افراد بيمار) و لمس متقابل صورت.

هواي سرد رطوبت را كاهش مي دهد از اين رو باعث خشك شدن مجراي بيني مي شود و بدين وسيله شرايط براي واگير كردن ويروس آماده مي شود .ترشحات معمول و طبيعي بيني و گلو يكي از اولين خطوط دفاعي بدن در مقابل ويروس هاي سرماخوردگي هستند، به علاوه بسياري از ويروس هاي سرماخوردگي با كاهش رطوبت دوام بيشتري پيدا مي كنند.

تشخيص سرماخوردگي و آنفلوآنزا از يكديگر بسيار مهم است خصوصا در مورد بچه ها و افراد مسني كه سيستم دفاعي بدنشان دچار اختلال و اشكال است و به بيماري سرماخوردگي و آنفلوآنزا مبتلا شده اند .چرا كه بيماري سرماخوردگي به آساني قابل درمان است و در بدترين حالت امكان دارد به عفونت ثانويه باكتريايي منجر شود كه آن هم به وسيله مصرف آنتي بيوتيك قابل درمان است .

ولي آنفلوآنزا يكي از بيماري هاي خطرناكي است كه مي تواند به مرگ منجر شود به طوري كه آمار نشان مي دهد كه آنفلوآنزا سالانه تنها در آمريكا جان 20000 نفر را مي گيرد.

سرماخوردگي و آنفلوآنزا هر دو نشانه هاي مشتركي دارند، اما معمولا مي توان آنها را از هم تميز داد. به طور كلي نشانه هاي سرماخوردگي مرحله به مرحله در طي چند روز بعد از شروع عفونت بروز پيدا مي كنند. سرماخوردگي معمولا با گلودرد همراه با عطسه ،آبريزش بيني يا گرفتگي بيني شروع مي شود. تب، يك علامت معمولي براي يك سرماخوردگي ساده نمي باشد و زماني كه تب وجود دارد معمولا بيانگر وجود عفونت باكتريايي مي باشد .همچنين معمولا سر درد شديد و دردهاي شديد عضلاني رابطه مستقيمي با بيماري سرماخوردگي ندارند و علائم خستگي و ضعف نيز خفيف مي باشد. نشانه هاي آنفلوآنزا از قبيل سردرد، سرفه هاي خشك ،لرز و درد عمومي در تمام بدن معمولا به طور ناگهاني ظاهر مي شوند همچنين تب بالا (38 تا 40 درجه سانتيگراد) به صورت سه تا چهار روز يكي از مهم ترين نشانه هاي آنفلوآنزا هست. گرفتن بيني، عطسه و گلودرد از نشانه هاي بارز آنفلوآنزا نمي باشد. اين علائم اگر وجود داشته باشد معمولأ در مراحل آخر بيماري بروز مي نمايد. همچنين تميز دادن بين سرماخوردگي و آلرژي داراي اهميت بسياري است . نشانه هاي سرماخوردگي و آلرژي مي تواند مشابه باشد. اما يك سري از نشانه ها و علامت هاي بخصوصي وجود دارند كه مي توان آن دو را از هم متمايز كرد. در حقيقت هم آلرژي و هم سرماخوردگي داراي نشانه هايي از قبيل: گرفتگي بيني، عطسه، آبريزش بيني، آبريزش چشم و گاهي سردرد مي باشد. اما علائم سرماخوردگي يكي يكي ظاهر مي شود ابتدا عطسه، آبريزش بيني، آبريزش چشم و به دنبال آن گرفتگي بيني، اما در آلرژي تمام علائم با هم و در يك زمان ظاهر مي شوند. عطسه هاي پياپي و پشت سر هم معمولا نشانگر وجود آلرژي است در صورتي كه تك عطسه معمولا نشانگر سرماخوردگي است. به علاوه در سرماخوردگي ترشحات بيني زرد رنگ مي باشد در صورتي كه در آلرژي ترشحات بيني بيرنگ و رقيق مي باشد.

يكي ديگر از تفاوت هاي آلرژي و سرماخوردگي اين است كه طول مدت وجود علائم سرماخوردگي مي تواند 7 تا 10 روز ادامه داشته باشد، در حالي كه نشانه هاي آلرژي در مدت بسيار كوتاه تري پايان مي يابد. تا كنون بيش از 200 نوع مختلف ويروس سرماخوردگي شناخته شده است. ويروسRhino _ Corona Influenza Para جزء رايج ترين ويروس ها مي باشد. قسمت بالايي بيني به علت داشتن دماي مناسب( 33 درجه سانتيگراد) يكي از مناسب ترين مكان ها براي رشد اين ويروس هاست. برخي از انواع ويروس هاي آنفلوآنزا و سرماخوردگي قابليت جهش و تغيير نوع به ويروسي ديگر را دارند اين امر دانشمندان را براي پيدا كردن واكسن هاي مؤثر به دردسر انداخته است. به طور كلي زنان بيشتر از مردان دچار سرماخوردگي مي شوند. اما بسياري از مردم بر اين باورند كه اين امر به دليل ضعف جسماني و يا ضعف سيستم دفاعي بدن زنان مي باشد. اما دليل اصلي آن اين است كه زنان در ارتباط بيشتري با بچه ها هستند و همچنين بچه ها بيشترين آمار سرماخوردگي را دارند. اصولا اين امر به دليل ضعف ساختار سيستم دفاعي بچه ها يا مقاومت كم آنها در مقابل عفونت ها و همچنين به دليل تماس زياد با بچه هاي ديگر در مدرسه و مكانهاي ديگر مي باشد. معمولأ از روز دوم تا چهارم سرماخوردگي شمارش ويروس ها در ترشحات بيني به حد زيادي مي رسد . از اين زمان است كه شخص بيشترين شانس انتقال بيماري را به افراد ديگر دارد.

 آسپيرين توسط بيشتر مردم براي كاهش علائم و نشانه هاي سرماخوردگي مصرف مي شوند. اما تحقيقات نشان داده است كه آسپرين تعداد و يا شمارش ويروس هاي سرماخوردگي در ترشحات بيني را افزايش مي دهد و در نتيجه شانس سرايت بيماري را ازشخصي به شخص ديگر افزايش ميدهد. بنابر نظر سازمان ملي تحقيقاتي آلرژي و بيماري هاي واگير آمريكا ـ انجمن متخصصين اطفال آمريكا توصيه مي كنند كه نبايد به بچه ها و نوجوانان آسپيرين و يا هر داروي ديگري كه حاوي آسپيرين است جهت درمان بيماري هاي ويروسي خصوصا براي آبله مرغان و آنفلوآنزا تجويز شود. نتيجه چندين تحقيقات پزشكي حاكي از اين است كه استفاده از آسپيرين براي درمان بيماري هاي ويروسي و سرماخوردگي در كودكان مي تواند باعث بيماري reye شود .اين بيماري مي تواند باعث زيان هاي غير قابل جبران به مغز و كبد شود و در مواقعي حتي مي تواند باعث مرگ اطفال شود. همچنين قابل توصيه است كه استفاده از داروهاي ضد درد مانند استامينوفن در مراحل اول سرماخوردگي مي تواند باعث اختلال در سيستم طبيعي و دفاعي بدن شود و در نتيجه سيستم دفاعي بدن را در مقابل ويروس هاي سرماخوردگي ضعيف نمايد و باعث طولاني تر شدن دوره بيماري شود.

هيچ درمان خاصي براي درمان سرماخوردگي يا آنفلوآنزا وجود ندارد و تنها گذشت دوره بيماري و كارايي سيستم دفاعي بدن بهترين راه حل و درمان است، اگرچه تعداد زيادي از افراد با ديدن علائم سرماخوردگي يا آنفلوآنزا شروع به خوردن آنتي بيوتيك مي كـــنند. اين آنتي بيوتيك ها معمولا از نسخه هاي قبلي باقي مانده است و يا اينكه از دوستان يا آشنايان مي گيرند و يا با قيمت هاي پايين از بازار آزاد مي خــــرند كه اين گروه را معمولا افراد بي بضاعت و افراد بدون پوشش بيمه اي تشكيل مي دهند. آنتي بيوتيك ها براي عفونت هاي باكتريايي استفاده مي شوند، در حالي كه سرماخوردگي عامل ويروسي دارد و آنتي بيوتيك نمي تواند ويروس را متوقف كند. مصرف خودسرانه و بدون مشورت پزشك باعث بوجود آمدن نوع هاي جهشي جديدي از باكتري ها مي شود كه نسبت به آنتي بيوتيك مقاومت دارند و اين امر براي پزشكان مشكلات بسياري بوجود آورده است . بسياري از مردم بر اين باورند كه مصرف زياد ويتامينC باعث جلوگيري از سرماخوردگي مي شود و يا نشانه هاي سرماخوردگي را كاهش مي دهد. اما هنوز دليل قانع كننده علمي براي اين موضوع پيدا نشده است . البته در اين مطلب شكي نيست كه ويتامينC يك ويتامين اساسي است و باعث افزايش سلامتي مي شود و امكان دارد كه باعث كاهش دوره سرماخوردگي شود اما در درمان و جلوگيري از سرماخوردگي تأثير بسزايي ندارد. در حقيقت مصرف يك دوره زياد ويتامينC براي مدت زماني طولاني مي تواند مضر باشد و مي تواند باعث اسهال و كاهش آب بدن در بزرگسالان و بچه ها شود و باعث نتايج گمراه كننده و اشتباه در آزمايشات خون و ادرار شود.

مدارك علمي وجود دارند كه قرص هاي مكيدني روي (Zinc ) مي تواند دوره سرماخوردگي را كاهش دهد. تحقيقات پزشكي نشان داده است اگر قرصهاي مكيدني روي در طول 24 ساعت اول بروز علائم سرماخوردگي مصرف شود مي تواند دوره سرماخوردگي را به طور قابل توجهي كاهش دهد. محققان بر اين باورند كه روي از ارتباط ويروس هاي سرماخوردگي و سلول هاي بدن جلوگيري مي كند. اما استفاده از قرص هاي روي از ايجاد سرماخوردگي و يا آنفلوآنزا جلوگيري نخواهد كرد و اگر اين قرص ها براي مدت طولاني استفاده شود مي تواند سيستم دفاعي بدن را ضعيف نمايد و باعث افزايش كلسترول خون شود.

از آنجايي كه درمان خاصي براي سرماخوردگي و آنفلوآنزا وجود ندارد جلوگيري بهترين سلاح براي اين عوامل ويروسي است. شستن دست ها و لمس نكردن صورت راه هايي ساده اما مؤثر براي جلوگيري از سرماخوردگي هستند. يكي از عادت هاي اشتباهي كه مردم دارند اين است كه در هنگام سرماخوردگي يا آنفلوآنزا دستمالي را كه براي عطسه يا سرفه استفاده كرده اند در جيب يا دست خود نگه مي دارند و مجددا آن را مورد استفاده قرار مي دهند اين يك راه بسيار ساده اي است كه عوامل بيماري دوباره به بدن انتقال يابند و بتوانند باعث تشديد بيماري شوند. بيماران بايد دستمال مورد استفاده را فوراً پس از يك بار مصرف دور بيندازند. يك اشتباه معمول ديگر آن است كه با فشار، بيني خود را در يك دستمال تميز مي كنند. فشار هوا باعث مي شود كه مقداري از ترشحات بيني كه حاوي ويروس ها و يا ميكروب ها هستند را به سينوس هاي زير چشم انتقال دهد و باعث عفونت سينوسي شود.

از آنجايي كه مراقبت و درمان پزشكي خاصي براي سرماخوردگي و آنفلوآنزا وجود ندارد، بهترين راه درمان استراحت و نوشيدن مايعات به مقدار زياد است. بسياري از مردم سلامت خود را از آنفلوآنزا در طول چند روز به دست مي آورند، در صورتي كه سرماخوردگي ممكن است به مدت يك يا دو هفته به طول انجامد. اگر نشانه هاي بيماري بدتر شوند و يا براي مدت طولاني ادامه يابند و يا علائمي مانند تنگي نفس، درد در قسمت قفسه سينه، تب، استفراغ، احساس درد زياد در هنگام بلعيدن، سرفه مداوم، گرفتگي بيني و سردرد ظاهر شوند، مراجعه به پزشك تصميم خوب و بجايي خواهد بود.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۵۶:۳۱ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

طرز تفكر انسانهاي موفق

همه چيز از فكرتان شروع مي شود. اين سيستم اعتقادي شما و طرز تفكرتان است كه زندگي امروزتان را شكل مي دهد. اگر زندگي متوسط الحالي را مي گذرانيد به خاطر تصميمات بدي است كه اتخاذ كرده ايد. و تصميمي كه گرفتيد هم از طرز تفكر و باورهايتان سرچشمه مي گيرد.

درنتيجه، اگر مي خواهيد به موفقيت دست پيدا كنيد، بايد اول از فكرتان شروع كنيد. طرز تفكر افراد موفق را الگوي خود قرار دهيد و مطمئن باشيد كه شما هم مثل آنها نتيجه عالي به دست خواهيد آورد.

طرزفكر 1: همه انسانهاي موفق مسئوليت پذير هستند. مهم نيست چه اتفاقي بيفتد، افراد موفق مسئوليت آنرا به گردن مي گيرند. هيچوقت اقتصاد يا كس ديگري را در كسادي كارشان مقصر نمي كنند. درعوض، با قبول اشتباه خود مسئوليت آن را پذيرفته و به فكر بهبود وضعيت مي افتند. افراد موفق مي دانند كه اگر ديگران را مقصر بدانيد يا مسئوليت را گردن اين و آن بيندازيد، قدرت كنترل موقعيت را از دست خواهيد داد.

طرزفكر 2: همه انسانهاي موفق به كار خود متعهدند. موفقيت اتوماتيك وار به دست نمي آيد؛ از آسمان به زمين نمي افتد. بايد براي به دست آوردن چيزهايي كه در زندگي مي خواهيد، 100% به كارتان تعهد داشته باشيد. خيلي ها فقط روياي موفق شدن را در سر مي پرورانند، اميدوارند كه موفق شوند، آروزيشان موفقيت است اما هيچوقت به كارشان متعهد نمي شوند. لحظه اي كه تصميم مي گيريد و 100% به كاري متعهد مي شويد، ديگر هر كاري كه لازم باشد براي رسيدن به آن انجام مي دهيد.

طرزفكر 3: همه انسانهاي موفق جرات تصميم گيري براي موفقيت در زندگي را دارند. مي دانيد، موفق شدن جرات و جسارت مي خواهد. اگر فرصتي پيش رويتان است، براي استفاده از آن نياز به جرات و شهامت داريد. اين مسئله مخصوصاً در موفقيت هاي مالي بسيار مهم است. قبل از اينكه كار و بيزنسي را شروع كنيد، بايد جرات بله گفتن به آن و شروع آنرا داشته باشيد.

با دنبال كردن اين سه طرزفكر افراد موفق، اميدواريم كه بتوانيد به هرچه در زندگي مي خواهيد برسيد.

موفقيت تصادفي نيست

موفقيت هيچوقت تصادفي اتفاق نمي افتد. البته ممكن است كه در طول مسير كمي شانس با شما همراه شود و در يك موقعيت خوب قرارتان دهد اما بادوام نيست. موفقيت از آن كساني مي شود كه روي شانسشان سرمايه گذاري مي كنند و احتمال شكست خود را پايين مي آورند.

اگر به بعضي از موفق ترين افراد دنيا نگاه كنيد مي فهميد كه اكثر آنها از هيچ به آنجا رسيده اند. خيلي از آنها بچه يتيم هايي بوده اند كه حتي نمي توانستند سالي يك حمام درست و حسابي بگيرند. اما چطور ممكن است كسي كه چنين شانس بدي در زندگي خود داشته است، به چنان موفقيتي دست پيدا كند؟

ساده است، چون موفقيت هيچوقت تصادفي اتفاق نمي افتد. خيلي از اين افراد با تلاش بي وقفه به موفقيت دست پيدا كرده اند چون انتخاب ديگري نداشته اند. اين سخت كوشي برايشان به شكل عادت در آمده و هيچوقت حتي وقتي زندگي مرفهي براي خود تهيه كردند هم دست از تلاش برنداشته اند. كار سخت، هوشمندانه و داشتن دوستان زياد آنها را به اين پله رسانيده است.

اينها عناصر موفقيتند كه در اختيار همه است، حتي اگر خيلي افراد نخواهند كه اين اصول را بپذيرند. از اين گذشته همه ما در انتخابمان آزاديم. مي توانيم تصميم بگيريم كه موفق شويم يا شكسته بخوريم، انتخاب با ماست.

موفقيت تصادفي نيست. هيچكس نيست كه بدون تلاش و ذكاوت توانسته باشد به موفقيت دست پيدا كند. اين خودتان هستيد كه مي توانيد تصميم بگيريد كه در زندگيتان موفق باشيد يا ناموفق. انتخاب با شماست.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۵۶:۳۱ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

ده مرحله براي بيشتر لذت بردن از زندگي

گاهي اوقات مديريت زندگي مان را از دست مي‌دهيم ، بعضي هامون اصلآ مديريتي بر آن نداريم. گاهي اوقات حتي سخته كه اشتياقمان را به زندگي كردن حفظ كنيم. مخصوصآ موقعي كه هدف هايي دراز مدت در پيش رو داريم كه نمي‌توانيم نتايج آن را تا ماه هاي آينده يا حتي سال هاي آينده ببينيم. از كارمان ، از روتين زندگي مان خسته مي‌شويم و فكر مي‌كنيم كار هايي كه مي‌كنيم بيهوده است.

چطور مي‌توانيم جلوي اين امر را بگيريم؟ چطور نسبت به زندگي با اشتياق بمانيم و در چرخه‌ي روزمرگي غرق نشويم؟

۱- به «سادگي» بازگرديد: خانه تان را تر تميز كنيد ، آن چه را كه لازم نداريد دور بياندازيد (يا به كسي كه نياز دارد بدهيد) دور و برتان را خلوت كنيد. «سادگي» فقط مربوط به محيط زندگي نيست. با خودتان خلوت كنيد ذهنتان را Defrag كنيد! چيز هايي خيلي خيلي كوچكي هستند كه ما را آزار مي‌دهند و خودمان از وجود آنها بي خبريم. شايد سر يك موضوع كوچك از كسي رنجيده‌ايد ولي وقتي با آرامش از زاويه‌اي ديگر به موضوع نگاه مي‌كنيد ببينيد اين موضوع كوچك اصلآ ارزش فكر كردن ندارد.

۲- «برچسب» نزنيد: اين خيلي مهمه! شناختي كه ما از خيلي از چيزها در زندگي داريم با گذر زمان و تاثير پذيري از دين و فرهنگ و محيط زندگي مان بوجود آمد‌ه‌اند و آن چه ما مي‌بينيم برچسبي است كه ذهنمان بر آن زده نه حقيقت.

بياييد يك تمرين با هم انجام دهيد ، به دور و برتان نگاه كنيد و چيزي را انتخاب كنيد و به آن نگاه كنيد. ذهن شما حالا بلافاصله دنبال برچسب آن جسم مي‌رود. حالا رويتان را برگردانيد و نفسي عميق بكشيد و دوباره به آن نگاه كنيد ولي اجازه ندهيد ذهنتان برچسب آن را پيدا كند. مي‌دونم سخت است ، آرام باشيد و فقط نگاه كنيد. سعي كنيد چيزي در آن ببينيد كه هرگز نديده بوديد. اين كاري است كه عارفان و خصوصآ بوداييان زياد انجام مي‌دهند.

بگذاريد مثال بزنم ، مثلآ من يك بچه‌ي كوچك را كنارم مي‌بينم كه روي زمين نشسته و با اسباب بازي هايش بازي مي‌كند و سر و صدا مي‌كند. بسته به شخصيتم ذهنم برچسب هاي مختلفي به آن مي‌زند. مثلآ اينكه «تو هيچي از زندگي نمي‌فهمي» ، «تو فكر مي‌كني دنيا همين چهار تا اسباب بازيه» ، «تو كه مشكلات منو نداري!» قرار نيست به وضوح اين ها در ذهنم خطور پيدا كند بلكه تفكر ضعيفي است كه در ضمير نا خودآگاه بوجود ميايد.

حالا سعي مي‌كنم ديدم را عوض كنم ، نگاه كنم به اينكه آن بچه چطور از همان اسباب بازي كوچك بي‌ارزش لذت مي‌برد و خوشحال است و من همچنان به اتفاق كوچكي كه سال ها پيش افتاده فكر مي‌كنم.

۳- از هر چيز كوچكي لذت ببريد: آيا منتظر نشسته‌ايد تا كسي در بزند و يك ميليارد تومان به شما هديه كند؟ آن وقت خوشحال خواهيد شد؟! هرگز همچين اتفاقي نخواهد افتاد و اگر شما منتظرش باشيد هرگز خوشحال نخواهيد شد.
دفعه‌ي بعد كه خواستيد ميوه ، چاي ، غذا بخوريد از آن لذت ببريد! به نظر پيشنهاد احمقانه‌ايه نه؟ ولي حقيقت داره ، ما موقع اين لذت ها حواسمان به همه جا هست غير از خود آن لذت ، به كاري كه قرار است بعدآ بكنيم ، به آنچه در گذشته انجام داده‌ايم و فقط مثل يك روبات به سيب گاز مي‌زنيم تا تمام شود.

مي‌توانيد در همان چند دقيقه كه سيب را مي‌خوريد فقط به آن سيب فكر كنيد ، مطمئن باشيد كار هاي بعدي‌تان را اينگونه بهتر انجام مي‌دهيد. اينكه چگونه با زحمت تهيه شده است. خاك ، باران ، درخت ، هوا ، آفتاب و اكنون در دست شماست تا از آن لذت ببريد.

۴- كار هاي جديد بكنيد: كار جديدي را امتحان كنيد. كاري را بكنيد كه هميشه دوست داشته‌ايد بكنيد اما تا كنون نكرده‌ايد. هر كاري كه هست سريعآ وسايل لازم را آماده كنيد و انجامش دهيد.

۵- براي كاري كه دوست داريد وقت بگذاريد: يكي از دلايل خستگي ما از زندگي قيد و بند هايي است كه گرفتارشان هستيم. اينكه بايد سر ساعت از خواب بلند شويم و سر ساعت در جاي ديگري باشيم و همش در قانون و اجبار زندگي كنيم.
كم كم برنامه‌تان را سبك كنيد تا وقت كنيد به كار هايي كه دوست داريد هم برسيد. اگر فكر مي‌كنيد اين كار به شما ضرر خواهد زد ۱۸۰ درجه اشتباه فكر مي‌كنيد!

۶-عوامل ناراحت كننده را دور بياندازيد: همانطور كه بايد سعي كنيم به آنچه علاقه داريم بيشتر نزديك شويم بايد از آنچه موجب ناراحتي ما مي‌شود دوري كنيم. فرقي نمي‌كند شايد يك كانال تلويزيون باشد ، يك آدم ، يك وبلاگ يا يك خيابان. تحت هيچ شرايطي به هيچ كس و هيچ چيز اجازه ندهيد اوقات خوش را از شما بگيرد.

۷- ولش كنيد: مي‌دونم ، منم اذيت مي‌شم وقتي روزم را با يك Todo list (ليست كارهاي روزانه) انجام نشده به پايان مي‌رسونم. اما فكر مي‌كنيد توي قبر ناراحت اين خواهيد بود كه چرا آن روز آن ليست را نا تمام گذاشتيد يا اينكه چرا از زندگي لذت بيشتري نبرديد و حالا فرصت به پايان رسيده است؟ اين به معني تنبلي نيست بلكه هر موقع نتوانستيد كاري را در وقت معين انجام دهيد هي به آن فكر نكنيد. هميشه فردايي هست.

۸- «گيك» درون تان را خوشحال كنيد: اين هم خيلي مهم است! همه‌ي ما بدون استثنا يك گيك دروني داريم. يعني وقتي كار خاصي انجام مي‌دهيم ديگر گذر زمان را احساس نمي‌كنيم و فقط به آن فكر مي‌كنيم. اين مي‌تواند راجع به هر چيزي باشد. احتمالآ مي‌دانيد كه من نسبت به كامپيوتر اين طوري هستم ، وقتي دارم با كامپيوتر كار مي‌كنم متوجه گذر زمان نمي‌شم و به چيز هاي ديگه فكر نمي‌كنم. ممكن است شما به باغباني يا ورزش يا هر چيز ديگه همچين علاقه‌اي داشته باشيد. پس پيدا كنيد كه نسبت به چه چيزي همچين علاقه‌اي داريد. يك راه خوب اين است كه ببينيد نسبت به چي علاقه‌ي فوق العاده زيادي داريد كه باعث مي‌شود ديگران به شما نگاه هاي عجيب غريب بكنند!

۹- قدر دان باشيد: هم من و هم شما هزار بار از اين توصيه ها شنيده‌ايم ، اين هزار و يك بار! من كه خودم دارم مي‌نويسمش هم فراموش خواهم كرد پس فقط سعي كنيم به خاطر داشته باشيم كه قدر دان باشيم. قدر چي؟ قدر چشماني كه دارد اين سطور را مي‌خواند قدر دست سالمي كه ماوس را به زيبايي حركت مي‌دهد. قدر اينكه در همين مدت كه شما اين مقاله را مي‌خوانديد چند نفر از اين دنيا رفتند اما شما هم چنان زنده‌ايد.

۱۰- فقط منتظر «نتيجه» نباشيد: آيا شما براي امروز زندگي مي‌كنيد يا براي رسيدن به آن چه در آينده مي‌خواهيد؟ اگر هي براي رسيدن و ديدن نتيجه‌ي هدف هاي متعدد‌ دست و پا بزنيم كي مي‌خواهيم از زندگي لذت ببريم؟
گاهي اوقات مراحل رسيدن به يك هدف خيلي بهتر از نتيجه‌ي آن است. پس از تلاشي كه براي رسيدن به يك هدف مي‌كنيد لذت ببريد. مثل مادري كه كودكش را بزرگ مي‌كند. اگر بچه‌اي وجود نداشت و آدم هاي جديد ۴۰ ساله به دنيا مي‌آمدند با همسر و كار و خانه و زندگي جالب بود؟ زيبايي در اين است كه كودك مرحله به مرحله با كمك ديگران رشد مي‌كند و ما از مراحل رشد آن لذت مي‌بريم و اينكه وقتي بزرگ مي‌شود هم به آن علاقه داريم چون مي‌دانيم برايش زحمت كشيده‌ايم و آن زحمت ها به صورت خاطره هايي خوش به يادمان مي‌آيند.

اينكه شما اين پست را ببينيد و بي تفاوت بگذريد مثل گاز زدن روبات به همان سيب است…

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۵۶:۳۰ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

سرخ كردن و درآب نمك خواباندن ماهي، هضم آن را مشكل مي‌كند

يك كارشناس تغذيه با تاكيد بر پخت ماهي به صورت كبابي و بخارپز ماهي توصيه كرد: از كاربرد سس‌ها، سرخ كردن و در آب نمك خواباندن ماهي كه موجب مشكل شدن هضم آن مي‌شود، خودداري كنيد.

عليرضا ابوالفضلي در گفت‌وگو با ايسنا، درباره ‌نيازهاي تغذيه‌اي در سنين مدرسه اظهار كرد: در دوران مدرسه رشد كودكان به صورت نسبتا يكنواختي ادامه دارد و سال‌هاي آخر دبستان مقارن با شروع جهش رشد به ويژه در دختران است؛ بنابراين تامين انرژي موردنياز بسيار ضروري است.

وي ادامه داد: ميزان انرژي مورد نياز كودكان مدرسه‌اي، به دليل تفاوت در اندازه بدن، ميزان تحرك و سرعت رشد آنها متفاوت است و هرچه ميزان تحرك و فعاليت بدني دانش آموز بيشتر باشد طبعا به انرژي بيشتري نياز دارند. كربوهيدراتها كه عمدتا در نان و غلات وجود دارند و همچنين، چربي‌ها منابع تامين كننده انرژي هستند. در صورتي كه انرژي مورد نياز از اين منابع تامين نشود، پروتئين مصرفي كه بايد صرف رشد و ترميم بافتهاي بدن شود به مصرف توليد انرژي مي‌رسد. هنگامي كه به علت كمبود دريافت انرژي منابع پروتئيني صرف توليد انرژي مي‌شوند، از وظيفه اصلي خود كه رشد سلول و ترميم بافتها است باز مي‌مانند و نهايتا رشد كودك مختل مي‌شود.

وي افزود: براي تامين انرژي موردنياز كودكان سنين مدرسه بايد از گروه نان و غلات مانند نان، برنج و ماكاروني در برنامه غذايي روزانه گنجانيده شود. مصرف بيسكويت و كيك، كلوچه و شيريني‌هايي از اين قبيل كه معمولا به عنوان ميان وعده مصرف مي‌شوند بخشي از انرژي مورد نياز كودك را تامين مي‌كنند. تنقلاتي مانند برنجك و گندم برشته در تامين انرژي روزانه اين كودكان نقش دارند. چربي‌ها مانند روغن، كره، خامه، سرشير نيز در كودكان مدرسه‌اي منبع تامين انرژي هستند و بايد در برنامه غذايي روزانه در حد متعادل گنجانيده شود.

ابوالفضلي خاطرنشان كرد: دانش امروز نشان داده است كه بسياري از بيماري‌هاي دوران بزرگسالي مانند بيماريهاي قلبي عروقي، افزايش فشار خون، بعضي از سرطان‌ها، افزايش چربي خون و ديابت به نحوه تغذيه مرتبط است و چون عادات غذايي از دوران كودكي شكل مي‌گيرد بنابراين اصلاح عادات غذايي اين دوران مي‌تواند از بروز بيماريها در بزرگسالي پيشگيري كند.

اين كارشناس تغذيه با اشاره به نقش پروتئين به عنوان يكي ديگر از نيازهاي دانش آموزان يادآور شد: پروتئين‌ها مواد مغذي اصلي هر سلول زنده هستند. در ساختمان آنها نه تنها كربن، هيدروژن و اكسيژن وجود دارد، بلكه ازت و گاهي گوگرد نيز موجود مي‌باشد. پروتئين‌ها مسئول انجام اعمال گوناگوني هستند. نقش آنها از تشكيل ماده انقباضي عضلات گرفته تا ساختن بعضي از هورمون‌ها، آنزيم ها و آنتي كورها، تبديل انرژي شيميايي به كار و انتقال اكسيژن و هيدروژن متنوع مي‌باشد.

وي گفت: پروتئين‌ها بخشي از تركيبات مواد غذايي هستند كه با مقدار مختلف در آنها موجودند. پروتئين‌هاي داراي منشاء حيواني كيفيت خوبي دارند. با وجود اين بعضي از مواد غذايي گياهي (حبوبات، غلات، نان و غيره ) داراي مقادير كمي پروتئين هستند كه ارزش حياتي آنها پايين‌تر از پروتئين‌هاي حيواني است، اما ميزان آنها قابل توجه هستند.

وي گوشت قرمز را منابع غني از پروتئين دانست و افزود: گوشت‌هاي گاو و گوسفند صرف نظر از آن كه چه قسمتي از بدن حيوان باشد، داراي ويژگيهاي تغذيه‌اي شبيه به هم هستند. مزاياي تغذيه‌اي گوشت به غناي پروتئيني آن بستگي دارد (15 تا 20% گوشت، پروتئين است). گوشت غني از فسفر، آهن و ويتامين‌هاي گروه B (مخصوصاً B1 ) است. ميزان چربي‌هاي آن بر حسب نوع حيوان و قسمت بدن به طور قابل توجهي متغيراست. به طور متوسط 170 كيلوكالري براي هر 100 گرم، انرژي توليد مي كند. ارزش غذايي گوشت قرمز برابر گوشت سفيد است. گوشت كاملاً پخته شده همان ارزش گوشت خام يا گوشتي را دارد كه مختصراً پخته شده باشد. اما پختن كامل براي از بين بردن انگل‌ها (مخصوصاً تنيا) لازم است.

اين كارشناس با اشاره به ويژگيهاي خاص بعضي از گوشت‌هاي قرمز يادآور شد: گوشت گوسفند اغلب چرب است، حتي وقتي كم چربي‌ترين بخش‌هاي آنها مصرف شود، گوشت گوساله غني از نوكلئوپروتئين‌ها است و مصرف خيلي زياد آن مي‌تواند عمل عضلات را مختل كند.

وي توصيه كرد: گوشت‌ها ترجيحاً بهتر است به صورت كباب يا بريان شده مصرف شوند و از گوشتهاي سرخ شده، روغن پرشده، آبگوشت و سس‌هاي چرب كه داراي هضم مشكل هستند، خودداري شود.

ابوالفضلي همچنين توصيه كرد: استفاده از گوشتهاي چرخ شده بايد با رعايت احتياط كافي و به صورت يخ زده و حتي الامكان در منزل انجام و تا دو ساعت بعد نيز مصرف شود و يا اينكه چرخ كردن گوشت توسط فروشنده در مقابل مشتري انجام شده و نيز در دماي 19- درجه فريز شود.

وي با تاكيد بر اين كه گوشتها را نبايد به صورت خام مصرف كرد، گفت: براي خريد گوشت حتماً به تازگي و زمان توليد آن دقت كنيد و براي نگهداري طولاني مدت از دماي 18- درجه سانتي‌گراد استفاده شود. نگهداري طولاني مدت و كيفيت بهداشتي پايين، ارزش غذايي پروتئين موجود در گوشت را كاهش مي‌دهد.

اين كارشناس با اشاره به فرآورده هاي امعاء و احشاء، ماكيان و گوشت شكار افزود: امعاء و احشاء، زبان و دل داراي ارزش تغذيه‌اي نزديك به گوشت هستند.

وي ادامه داد: جگر منبع قابل توجه پروتئين 20 تا 22 درصد، آهن، عناصر كمياب، فسفر، ويتامين‌هاي گروه B B1, B2, B6, B12 و ويتامين A است. همچنين جگر بره داراي ارزش تغذيه‌اي معادل جگر گاو(غني‌ترين جگر) است. به همين جهت مصرف يك بار در هفته براي ورزشكاران توصيه مي‌شود،اما نبايد بيش از يك بار در هفته مصرف شود، چون داراي نوكلئو پروتئين‌ها و كلسترول است.

ابوالفضلي همچنين خاطرنشان كرد: كله پاچه، سيرابي و مغز از نظر بافت عضلاني فقير، اما غني از نظر نوكلئو پروتئين‌ها هستند و قابل مقايسه با ارزش تغذيه‌اي جگر نمي‌باشند. بنابراين بايد به مقدار كمي مصرف شوند، چون داراي چربي زياد هستند، خصوصا در زمان پيش از مسابقات نبايد مصرف شوند. همچنين ژامبون‌ها و سوسيس‌هاي خشك كه خيلي چرب نيستند، مي‌توانند جايگاهي در تغذيه ورزشكاران داشته باشند، ولي سطح پروتئين آنها پايين است.

وي با اشاره به نقش ماكيان به عنوان منبع غني پروتئين تصريح كرد: گوشت ماكيان داراي ارزش تغذيه‌اي نزديك به گوشت قرمز است، البته ميزان چربي در گروهي از آنها مثل جوجه كبوتر و بوقلمون (6 تا 12 درصد) و در مرغ ، غاز و اردك (18 تا 32 درصد) مي‌باشد. ميزان اسيدهاي چرب غيراشباع آنها يكي از نكات مثبت است.

وي گفت: ارزش تغذيه‌اي ماهي مشابه گوشت است. ماهي غني از پروتئين (15 تا 20 درصد)، فسفر، گوگرد، آهن (آهن كمتري نسبت به گوشت دارد)، مس و يد است، همچنين غني از ويتامين‌هاي گروه B مي‌باشد. ماهي‌هاي چرب حاوي مقادير قابل توجهي ويتامين‌هاي A وD هستند.

وي افزود: ارزش انرژي زايي ماهيها برحسب ميزان چربي آنها از 80 تا 200 كيلوكالري براي هر 100 گرم متغير است، اما در هر حال اين چربي‌ها با ارزش هستند، چون داراي اسيدهاي چرب با يك پيوند دوگانه و يا چند پيوند دوگانه هستند و در بين اسيدهاي چرب داراي چند پيوند دوگانه، اسيدهاي چرب امگا– 3 وجود دارد. در پخت ماهي نيز بايد همان نكات احتياطي كه در مورد گوشت توصيه شده رعايت شود.

وي ضمن بيان خواص غذايي تخم مرغ اظهار كرد: ارزش تغذيه‌اي آن بسيار نزديك به مواد غذايي است. تخم مرغ حاوي 14 درصد پروتئين است كه از نظر كيفيت بهترين بوده و بيشترين تعادل اسيدهاي آمينه در بين تمام مواد غذايي را داراست. چربي‌هاي آن (12 درصد) در زرده تجمع يافته‌اند و سفيده عملاً فاقد چربي است.

اين كارشناس تغذيه در پايان گفت: سديم عمدتاً در سفيده وجود دارد اما آهن، پتاسيم و كلسيم در زرده موجود بوده و مقدار كمي هم در سفيده وجود دارد. زرده همچنين از نظر ويتامين‌ها غني‌تر است. دو سوم ويتامين‌هاي B1 ، B2 و كل ويتامين‌هاي A و D در زرده وجود دارد. تخم مرغ‌ها‌ي تازه كه داراي تاريخ بسته بندي هستند داراي بيشترين ضمانت براي مصرف مي‌باشند. علاوه بر اين، تخم مرغ پخته شده به صورت نرم يا سفت، داراي هضم آسان بوده و غذاي مناسبي براي زمان تمرين و پيش از مسابقات مي‌باشد. پروتئين‌هاي سفيده تخم مرغ اگر به صورت پخته نباشند، قابل استفاده نيست. تخم مرغ به كار رفته در مخلوط‌هاي غذايي مثل سوپ‌ها، دسرها، شيريني‌هاي سبك (بدون خامه) خوب هضم مي‌شوند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۵۶:۳۰ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

هشت گام براي افزايش انگيزه در كاركنان

تحقيقات انجام شده بر روي 2/1 ميليون نفر از كاركنان 52 شركت بزرگ دنيا در سالهاي 2001 تا 2004 توسط موسسه تحقيقاتي سيروتا ( نيويورك) نشان داد كه در 85 درصد شركتها، انگيزه پرسنل در شش ماهه اول شروع كار به سرعت كاهش مي يابد و در سالهاي بعد نيز روحيه آنها بدتر خواهد شد.
اين مشكل هم به سياستها و رويه هايي كه شركتها در مديريت كردن نيروهايشان به كار مي گيرند و هم به روابطي كه مديران به صورت فردي به وسيله گزارشهاي مستقيم خود برقرار مي كنند، بستگي دارد.
اجراي صحيح گامهاي هشتگانه زير كمك ميكند تا كاركنان شور و شوقي را كه در زمان استخدام و شروع به كار داشتند، حفظ نمايند.
1- يك هدف الهام بخش را القا كنيد.
يك عامل مهم براي ايجاد اشتياق (علاقه) در كارمندان، وجود يك هدف سازماني مشخص، معتبر و الهام بخش است. در واقع براي كارمندان، هدف انجام كار، خيلي اهميت دارد. آنها بايد بدانند كه براي چه در اين شغل استخدام شده اند و هدف از انجام اين شغل چيست. بنابراين، «دليلي براي بودن» يا «دليلي براي اين جا بودن» براي پرسنل، فراتر از پول قرار خواهد گرفت. به مثال زير در مورد هدف يك شركت توجه كنيد. در اين مثال يك گروه سه نفره كه در يك موسسه بيمه كار مي كنند، هدف از كار خود را اين چنين توضيح مي دهند:
«كار بيمه ها در ارتباط با مردم است. كار بيمه اين نيست كه مثلاً شما فرم هاي بيمه را چگونه پر كرده ايد يا اينكه چك ها را چگونه نوشته ايد. بيمه يعني اينكه وقتي مردم بيمار هستند، چگونه مورد مراقبت قرار مي گيرند، يا وقتي مشكلي دارند چگونه به آنها كمك مي شود.»
كساني كه اين توضيح را ارائه كرده اند واقعاً درك و احساس درستي از كار خود داشته اند، زيرا كه تمركز آنها بر نكته صحيحي است، چون بر نتيجه كار (مردم) تأكيد دارند، تا بر وسايل و ابزارهاي انجام كار (پر كردن فرم هاي بيمه).
شرح شغل، ابزار قدرتمندي است. اما به همين اندازه هم مهم است كه مدير بتواند موضوع را براي زيردستان شرح دهد و قادر باشد تا براي بيان دليل انجام وظيفه، با آنها ارتباط برقرار كند.
2- كاركنان را درك كنيد.
شعار بسياري از مديران اين است كه «چرا بايد براي انجام كاري از كسي تشكر كنم كه او براي آن كار دستمزد مي گيرد؟»
آنچه معمولا از سوي كاركنان ابراز ميشود اين است كه مديران وقتي را اختصاص نمي دهند تا به خاطر انجام صحيح يك كار از آنها تشكر كنند، اما خيلي سريع آنها را به خاطر اشتباهات نكوهش مي كنند.
دستي بر شانه فرد زدن، گفتن جمله «خوب بود»، غذا خوردن با كارمند، اشاره كردن به كار خوب پرسنل نزد مقامات بالا، مقداري انعطاف پذيري در زمان‌بندي برنامه ها، يك روز مرخصي يا حقوق تشويقي يا حتي يك پيغام تشكر روي ميز، اندكي از صدها راهي است كه مديران به وسيله آن ميتوانند قدرداني خود را از يك كار خوب نشان دهند. چنين روشهايي بسيار موثر هستند، اگر كه بي ريا باشند، با دقت انجام شوند و به وسيله دستمزد منصفانه و قابل رقابت تقويت شوند و همچنين جايگزيني براي آنها مطرح نشود.
3- براي كاركنان خود يك تسريع كننده باشيد.
نقش مدير ( بطور عام مسئول ) بعنوان يك تسريع كننده شامل يك سري فعاليت هاست: براي آنكه علايقشان را بيان كنند، افراد را متقاعد كنيد كه شما آنچه كه آنها براي موفق شدن نياز دارند را در اختيارشان مي گذاريد.
آيا شما مي دانيد كه چه چيزي براي كاركنان شما در انجام كارهايشان بيشترين اهميت را دارد؟ از آنها سوال كنيد_ نشستهاي ناهار و گفتگوهاي دوستانه با كاركنان براي اين كار خيلي موثر است. اگر به هر دليلي نمي توانيد خيلي سريع به يك نياز يا درخواست بخصوص رسيدگي كنيد، خيلي صريح باشيد و اجازه دهيد تا كاركنان شما بدانند كه شما چگونه براي حل مسائل آنها عمل مي كنيد.
4- كاركنان خود را براي بهسازي هدايت كنيد.
يك دليل عمده كه بسياري از مديران به زيردستان در بهبود عملكرد آنها كمك نمي كنند، اين است كه آنها نمي دانند چگونه بدون رنجاندن يا دلسرد كردن پرسنل اين كار را انجام دهند. برخي از پيشنهادات زير اين مشكل را برطرف مي كند.
- كاركناني كه عملكرد كلي آنها رضايت بخش است، بايد از اين موضوع با خبر بشوند. اگر كاركنان بدانند كه مديريت به طور كلي از كار آنها خشنود است براي بهتر انجام دادن كار، پذيرفتن بازخورد در جهت بهبود و ارتقاي آن عمل خواهندكرد.
- كاركنان شما نياز دارند بدانند كه چه موقع خوب عمل نكرده اند. در همان زمان، بازخورد مثبت دادن را هم فراموش نكنيد. بجاي تاثير در مزايا موارد را به آنان يادآور شويد.
- توضيحاتي كه در مورد بهبودهاي صورت گرفته ارائه مي شود، بايد مشخص، واقعي و غير احساسي و مستقيماً معطوف به عملكرد كاركنان باشند تا اينكه معطوف به خصوصيات شخصي آنها. از تذكرات ارزيابي كننده كلي ( مثل: آن كار بي ارزش است) يا توضيحاتي در مورد انگيزه ها يا خصوصيات شخصي كاركنان ( مثل: شما بي دقت بوده‌ايد) خودداري كنيد.
- به عقايد و نظرات كاركنان در مورد مشكلات انجام كار، گوش كنيد. تجربيات و مشاهدات كاركنان براي مشخص كردن اينكه چگونه مسائل مربوط به عملكرد مي تواند بهتر مورد توجه قرار گيرد، مفيد هستند؛ از جمله اينكه چگونه شما[مدير] مي توانيد بيشتر مفيد باشيد.
- همواره به ياد داشته باشيد كه شما به چه دليل بازخورد مي دهيد. شما مي خواهيد عملكرد را بهبود ببخشيد نه اينكه برتري خود را بر كارمندان ثابت كنيد. بنابراين واقعگرا باشيد و بدون اينكه كار غيرممكني را بخواهيد، بر آنچه واقعاً شدني است، متمركز شويد.
5- رابطه خوبي با كاركنان داشته باشيد.
يكي از بي حاصلترين قواعد در سازمانها، توزيع اطلاعات بر مبناي اصل «لزوم دانستن» است. [پرسنل فقط آنچه را لازم است، بايد بدانند] اين قاعده معمولاً روشي غير ضروري و مخرب در جهت محدود كردن جريان اطلاعات در يك سازمان است.
آنچه كاركنان نياز دارند تا كارشان را انجام دهند و آنچه به آنها احساس احترام و حس مشاركت ميدهد، امر مي كند تا مديران محدوديتهاي خيلي كمي در جريان اطلاعات قرار دهند. چيزي را از كاركنان مخفي نگه نداريد، مگر آن موارد ناچيزي را كه واقعا ًمحرمانه هستند.
بسياري از كاركنان درمورد انگيزه هاي مديريت خيلي مشكوك هستند. روابط باز و كامل[با كاركنان] نه تنها آنها را در انجام كارهايشان كمك مي كند، بلكه نشان از احترام گذاردن به آنهاست.
6- عملكرد ضعيف را تشخيص بدهيد.
حتماً به 5 درصد از كاركنان خود كه نمي خواهند كار كنند، توجه و آنها را شناسايي كنيد. بيشتر افراد مي خواهند كار كنند و از كار كردن افتخار مي كنند. اما كاركناني وجود دارند كه به كاركردن حساسيت دارند .آنها هر كاري مي كنند تا از زير كاركردن فرار كنند. آنها بي انگيزه هستند و يك روش انضباطي – مثل انفصال از كار – تنها راهي است كه مي توان آنها را از طريق آن اداره كرد. اين كار روحيه و كارايي بقيه اعضاي تيم را افزايش مي دهد، زيرا آنها مي بينند كه يكي از موانع كارايي آنها برداشته شده است.
7- كار جمعي(تيمي) را رواج دهيد.
اغلب فعاليتها براي آنكه به طور موثر انجام گيرند، به يك كار گروهي نياز دارند. تحقيق نشان مي دهد كه كيفيت يك كار گروهي در زمينه هايي مثل حل مسئله معمولاً بيشتر از كار فردي است.به علاوه بيشتر كاركنان وقتي به صورت جمعي كار كنند، انگيزه بيشتري پيدا مي كنند.
هر زمان كه امكان دارد مديران بايد كاركنان را به تيم هاي خود مختار تقسيم كنند، تيم هايي كه بر مسائلي مثل كنترل كيفيت، زمان‌بندي و بسياري از روشهاي انجام كار كنترل دارند. چنين تيم هايي به مديريت كمتري نيازمند هستند و طبيعتاً به كم شدن صحيح سطوح مديريتي و كاهش هزينه ها منجر مي شوند.
8- گوش كنيد و درگير شويد.
كاركنان يك منبع غني اطلاعات در زمينه نحوه بهبود در انجام كارها هستند. اين اصل درمورد همه انواع كاركنان از ساعتي تا رسمي كاربرد دارد. مديراني كه با يك روش و شيوه مشاركتي كار مي كنند، نتايج بزرگي را در ارتباط با كيفيت و بهره وري به دست مي آورند. مديران مشاركتي به طور مداوم علاقه‌مندي خود را به عقايد و تصورات كاركنان آشكار مي كنند. آنها صبر نمي كنند تا اينكه پيشنهادها به وسيله روابط رسمي يا نظام پيشنهادها جامه عمل به خود بگيرد.
مديران مشاركتي فقط يك بار حدود وظايف را تعريف مي كنند و بعد به كاركنان آزادي عمل مي دهند براي آنكه با توجه به دانش و تجربه شان و متناسب با خودشان عمل كنند. در واقع ممكن است روش ايجاد انگيزه قدرتمندتري از آزاد گذاشتن افراد شايسته براي انجام مشاغلشان آن گونه كه آنها مناسب مي دانند، وجود نداشته باشد.
چگونه مديريت كاركنان را بي انگيزه مي كند
راههاي مختلفي وجود دارد كه مديريت ندانسته كاركنان را بي انگيزه نموده و علاقه و شيفتگي آنها را كم مي‌كند.
بسياري از شركتها با پرسنل همانند يك وسيله قابل خريد و فروش رفتار مي كنند. در اولين مشكلي كه در تجارت ظهور مي كند، كاركنان و پرسنل كه معمولاً به عنوان بزرگترين دارايي سازمان از آنها ياد مي شود، قابل خرج كردن مي شوند. [سازمانها با مديريت غلط خود، به انگيزه كاركنان آسيب مي زنند و نيروهاي انساني را از دست مي‌دهند]
نيمي از پرسنل شركتهاي مورد بررسي عنوان نمودند كه مزاياي كمي دريافت مي كنند و تقريبا دو سوم مي‌گويند كه مديريت بيشتر مايل است كه به خاطر عملكرد ضعيف از آنها انتقاد كند، تا اينكه به خاطر كار خوبشان از آنها تعريف كند.
مديريت به طور غير عمدي كاركردن را براي پرسنل دشوار مي كند. سطوح بيش از حد براي تاييد يك موضوع، كاغذ بازي بي پايان، آموزش ناكافي، كوتاهي در ارتباط برقرار كردن، اقتدار كم و كمبود يك ديد يا تصور معتبر و قابل قبول، همه و همه به عاجز كردن پرسنل دامن مي زند.

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۵۶:۲۹ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

عوامل موثر بر انگيزش كاركنان در سازمان‌ها

منابع انساني يا به عبارت بهتر سرمايه‌هاي انساني از مهم‌ترين عوامل توليد در يك سازمان به شمار مي‌رود.
نظرسنجي از مديران ارشد شركت‌هاي بزرگ و موفقي كه مجله معروف فورچون آنها را فهرست مي‌كند، نشان مي‌دهد كه بزرگ‌ترين دليل شكست يا ناكامي مديران از ديدگاه اين مقامات، نداشتن مهارت‌هاي لازم در زمينه روابط انساني است.
تحقيقاتي نيز از نوع پيمايشي انجام شده است كه نتايج آن نشان مي‌دهد مهارت يا مساله روابط انساني بالاترين اهميت را در سازمان‌ها دارد.
مديران با بهره‌گيري از اين مهارت و با استفاده از دانش و ساير منابع سازماني قادر به انگيزش كاركنان در جهت نيل به اهداف سازماني خواهند بود. بنابراين پرسش مطرح شده آن است كه عوامل موثر بر انگيزش كاركنان كدام است؟
در علوم اجتماعي برخلاف علوم تجربي نمي‌توان تاثير يك متغير را با ثابت نگه داشتن ساير متغيرها بر پديده‌اي بررسي كرد. بنابراين براي بررسي عوامل موثر بر انگيزه كاركنان نيز نمي‌‌توان به يك يا چند عامل اشاره كرد و لازم است تا در يك بررسي كلي از تمامي جهات مورد ارزيابي دقيق قرار گيرد.
● تعريف
انگيزش در لغت به معناي انگيختن، تحريك و ترغيب كردن و انگيزه به معناي آنچه كه كسي را به كاري برانگيزد، هست پس انگيزش را مي‌توان نيرويي پيش‌برنده به شمار آورد.
براي ايجاد انگيزش، لازم است كه نيازها شناسايي و در جهت ارضاي آنها تلاش شود.
در يك سازمان توجه به ديد مشترك و انگيزش در فعاليت‌هاي درون سازماني اهميت بسيار دارد.
چالش اصلي يك سازمان ايجاد تعادل ميان اهداف كلي و مشخص آن سازمان و ارزش‌هاي شخصي كاركنان است؛ بنابراين انگيزش محصول مشاركت و نتيجه رابطه متقابل (تعامل) فرد با موقعيتي است كه در آن قرار مي‌گيرد.
● عوامل موثر بر ايجاد انگيزه
در يك بررسي كلي مي‌توان گفت: انگيزه زماني به وجود مي‌آيد كه در كاركنان احساس امنيت و ثبات شغلي، مشاركت و نقش موثر در سازمان و همچنين شادابي و نشاط وجود داشته باشد. هر يك از اين موارد نيز نتيجه عوامل فرد ديگري است كه به آنها اشاره مي‌شود:
در يك سازمان موفق اولين و مهم‌ترين ركن موفقيت را انتخاب صحيح و به جاي كاركنان مي‌دانند. امروزه نيروي كار توقعات بيشتري دارد و براي كار و زندگي مطلوب كاري اهميت خاصي قايل است. در نتيجه متخصصان امور نيروي انساني بايد مشاغل را طوري طراحي كنند كه كار در محيط سازمان براي كاركنان مطلوب و رضايت‌بخش باشد.
شغل مناسب براساس دانش، مهارت، تجربه، علاقه و خصوصيات و توان فردي در انجام يك وظيفه معين تبيين مي‌گردد و لازم است تفكيك شغلي برپايه توانايي‌هاي فردي باشد و تقسيم تخصصي كار صورت گيرد.
حين به‌كارگيري مشاغل و مهارت‌هاي گوناگون نبايد از جريان صحيح اطلاعات نيز غافل ماند؛ چرا كه به تبادل اطلاعات مفيد سازماني كمك مي‌كند. به هنگام سازماندهي مجدد به عنوان حامل انگيزشي مهم در همسو نمودن كاركنان با اهداف كوتاه‌مدت و بلندمدت سازماني ياري مي‌رسانند.
عامل بعدي در ايجاد انگيزه، محرك‌هاي مادي است. يكي از چالش‌هاي مهم شركت‌ها تحول روش‌هاي پاداش است كه مردم را بر مي‌انگيزد. هرچه فردي كمتر پول به دست آورد، اهميت مقدار حقوقش بيشتر مي‌شود. هرچه افراد پول بيشتر به دست آورند و بيشتر براي كاري كه انجام مي‌دهند دلسوزي كنند، اهميت نسبي پول برايشان كمتر مي‌شود و پول جايش را به قوه تشخيص براي نيل به هدف و آزادي عمل مي‌دهد. به همان اندازه كه رقابت بين افراد با صلاحيت شديدتر مي‌شود. مشوق‌هاي مادي به تنهايي نمي‌توانند افراد درستكار را جذب كنند.
براي كساني كه نگراني مادي ندارند، حس رفاه مهم‌تر از پول است و عواملي كه بر رفاه تاثير مي‌گذارند، عبارتند از: ارتباطات انساني، اعتماد متقابل، حس ارج‌نهاده شدن و احساس وجود عدالت. به علاوه، فرصت يادگيري مطالب جديد و درك استعداد شخصي به ايجاد حس مثبت در افراد كمك مي‌كند. مشوق‌هاي مثبتي هم كه نيازهاي معنوي و عاطفي افراد را ارضا نمايند، موثرتر از انگيزانند‌ه‌هاي منفي به شكل تهديدها يا مجازات‌ها هستند.
سلامتي و نشاط از ديگر عوامل موثر بر ايجاد انگيزه هستند. هنگامي كه شخص احساس تندرستي و شادابي كند به آساني خسته نمي‌شود، كمتر بيمار مي‌گردد، فعاليت و كار براي وي شوق‌انگيز و فرح‌بخش مي‌شود و با انگيزه و شور وشوق مثبت به كار روي مي‌آورد. طبق بررسي‌هاي به عمل آمده، هزينه تامين تندرستي و شادابي كاركنان به جهت افزايش توان كاري و در نهايت سود شركت، از هزينه درمان بيماري‌ها و عدم سود ناشي ازسستي و رخوت كاركنان بيشتر نخواهد بود.
يكي ديگر از مسائل مهم در ترغيب و تشويق كاركنان به ارائه كار بهتر و ايجاد انگيزه در آنان، شيوه‌هاي ترفيع شغلي و سازماني است كه اغلب بر پايه ارشديت است. مطالعات نشان مي‌دهد ترفيعاتي كه بر مبناي ملاحظاتي غير از توانايي و لياقت است، اغلب به نتايجي نادرست مي‌انجامد. براي كساني كه به‌ويژه در رده مديريت هستند، مهم است كه از توانايي‌هاي واقعي خود‌آگاه باشند و كارهايي را بپذيرند كه با آن توانايي‌ها سازگار باشند. اين رازي است كه اشتغال را دلپذير و خشنود‌كننده مي‌سازد و كارايي فرد را در سازمان افزايش مي‌‌دهد. به عنوان يك كارمند شركت نيز كاميابي در وظايف شغلي از راه كوشش آگاهانه و با جديت به دست مي‌آيد. مهم آن است كه در هر مرحله شغلي توانمندي‌ها و شايستگي‌ها به درستي اندازه‌گيري شده و راه‌هاي پيشرفت آنها بررسي و دنبال شود. در اين راه بايد قابليت‌ها از طريق ارزيابي و نتيجه‌گيري افزايش پيدا كند.
به اين ترتيب ارزيابي مستمر از عملكرد كاركنان يك شركت طي دوران‌ كاري ضروري به نظر مي‌رسد. منظور از ارزيابي عملكرد، فرآيندي است كه به وسيله آن كار كاركنان در فواصلي معين و به طور رسمي مورد بررسي و سنجش قرار مي‌گيرد. شناخت كاركنان قوي و اعطاي پاداش به آنها و از اين طريق ايجاد انگيزه براي بهبود عملكرد آنان و ساير كاركنان از جمله علل اصلي ارزيابي عملكرد است. از اطلاعاتي كه در نتيجه ارزيابي عملكرد كاركنان به دست مي‌آيد مي‌توان در برنامه‌ريزي نيروي انساني، كارمنديابي و انتخاب، آموزش و تربيت كاركنان، تعيين مسير شغلي، حقوق و مزايا و شناخت استعدادهاي بالقوه كاركنان استفاده نمود.
آخرين محرك انگيزه در كاركنان سازمان كه مورد بررسي قرار خواهد گرفت فرآيند آموزش است. هدف از آموزش آن است كه با افزودن به دانش شغلي فرد يا با آموزش مهارت‌ها و تخصص‌هاي به خصوص، رفتار و نگرش او در جهت مطلوب يعني نيل به اهداف سازماني تغيير كند، براي نيل به اهداف، هر سازماني بايد كادري از نيروهاي لايق و كارآمد در اختيار داشته باشد. از اين رو لازم است افرادي كه به استخدام سازمان در مي‌آيند، علاوه بر برخورداري از آموزش رسمي و همگاني، به آموزش تخصصي و حرفه‌اي نيز دست يابند تا دانش فني و مهارت‌هاي لازم را براي انجام شايسته وظايف محوله به دست آورند.
آموزش خواست افراد تازه وارد نيست، بلكه براي كاركنان با سابقه و با تجربه نيز بايد بنا به ضرورت، دوره‌هايي ترتيب داد. در واقع تمام كاركنان در طول عمر كاري خود بايد به طور مداوم و مستمر آموزش ببينند تا در سمتي كه انجام وظيفه مي‌نمايند حداكثر كارايي و بهره‌وري را داشته باشند. يكي از اهداف اوليه در هر دوره آموزشي، ايجاد طرز فكر صحيح نسبت به كار و سازمان است و انتظار مي‌رود پس از پايان دوره، بينش و نگرشي در كاركنان به وجود آمده باشد تا رفتار آنها را در جهت مطلوب و همكاري موثر با سازمان تغيير دهد و ذهن آنان طوري شكل گيرد كه از اهداف سازمان پشتيباني نمايند.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۵۶:۲۹ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

سوال: كمبود فضاي هارد ديسك

پيغام كمبود فضاي هارد ديسك در درايوي كه ويندوز نصب شده نشاندهنده آن است كه در درايو مربوطه فضاي لازم براي ويندوز وجود ندارد براي بهبود بخشيدن به اين وضعيت بهتر است ابتدا

Disk Cleanup

را اجرا كرده تا فايلهاي غير ضروري حذف شوند. بعد برنامه هائي كه عملا ازشون استفاده نميكنيد رو از سيستم حذف كنيد البته حتما از

Control Panel  >  Add/Remove

اينكار را انجام دهيد. در صورتيكه هنوز فضاي لازم را بدست نياورده ايد ميبايست از درايوي كه فضاي اضافه دارد به درايو مربوطه ، فضا بدهيد البته انجام اينكار براي افراد مبتدي به هيچ وجه توصيه نميشود چون ممكن است باعث پاك شدن تمام اطلاعات روي هارد ديسك گردد.

انجام اينكار توسط متخصصين آگاه و آشنا ميتواند مشكل را بطور كامل برطرف كند.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۵۶:۲۸ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

مديريت بحران

برنامه ريزي تمرينات ، آزمايشها و مانورها در مديريت بحران

تهيه برنامه هاي مديريت بحران گامي اساسي در مديريت بحران تلقي مي شوند ولي برنامه هاي زماني از كارايي لازم برخوردار خواهند بود كه دائما بروز شده و از اجرايي بودن آنها بخوص آن قسمتهايي كه به مرحله واكنش و پاسخگويي در بحرانها مربوط مي شوند اطمينان كافي وجود داشته باشد . به همين دليل انجام تمرينات ، مانورها و آزمايشات در شرايط عادي به منظور اطمينان از اينكه تيم هاي مختلف نقش و وظيفه خود را مي دانند و هماهنگي لازم بين افراد و گروهها برقرار است و تجهيزات مورد نياز در شرايط بحراني به درستي عمل مي كنند و مردم نيز از اقدامات احتمالي كه بايد انجام دهند آگاهي دارند ، بخش مهمي از وظايف مديران بحران در شرايط عادي برنامه ريزي براي تمرينات و اجراي مرتب آنها در سطوح مختلف است . آزمايشات و تمرين ها ما را نسبت به روز بودن برنامه ها اطمينان داده و نقاط ضعف برنامه ها راشناسايي كرده و تجربه عملي افراد شركت كننده را افزايش مي دهد .

بطور كلي روشهاي زير براي تمرينات ، آزمايشها و مانورهاي مديريت بحران وجود دارند :

1-    روش چك ليست

2-    روش روميزي

3-    روش شبيه سازي

 

در روش چك ليست كه ساده ترين و كم هزينه ترين روش آزمايش برنامه هاي مديريت بحران است و در شركت امدادگران گيل نيز بصورت هفتگي انجام مي گيرد ، روش چك ليستي تهيه مي شود و پرسنل شركت مورد به مورد را چك كرده تا اطمينان حاصل نمايد كه  در صورت بروز بحران ، آمادگي فعال شدن را دارا مي باشند .

 

در روش روميزي معمولا اقداماتي كه بايد حين بحران انجام شوند ، بطور شفاهي و هنگامي كه افراد مديريت كننده بحران در دور ميزي جمع مي شوند ، تمرين و آزمايش  مي شود . اين روش از روش چك ليست بهتر است ولي نياز به هماهنگي و برنامه ريزي بيشتر دارد. افراد شركت كننده در تمرين ، فهرست وظايف و اقداماتشان داده شده و معمولا بر اساس  سناريويي به ايفاي نقش خود در سناريوي بحران مي نمايند .  اين روش به دليل كم هزينه بودن و انعطاف پذيري كه دارا استزياد مورد استفاده قرار مي گيرد . كارايي آن بسته به دقت در طراحي آزمايش و همچنين اجراي درست آن و شركت فعال و جدي افراد دارد .

روش شبيه سازي به شبيه سازي واقعي سناريوي بحران پرداخته و افراد در فضايي شبيه سازي شده به مديريت بحران شبيه سازي شده مطابق با نقش و وظايف خود مي پردازند . اين نوع تمرينات مي تواند بسيار گسترده و يامحدود باشند . همچنين اين نوع تمرينات ممكن است با اعلام قبلي و يا بدون اعلام قبلي صورت پذيرد . اين نوع تمرينات نياز به برنامه ريزي گسترده تر داشته و معمولا داراي هزينه اي زيادي مي باشند . به همين دليل معمولا تعداد كمتري از اين نوع تمرينات در طول سال انجام مي گردند . براي برنامه يزي اين تمرينات مراحل زير بايد دنبال شوند :

1-     تعيين مكان تمرين واطلاعات مربوط به آن

2-     تعيين اهداف كلان و موضوع و حوزه پوشش تمرين

3-     شناسايي و تعيين سناريو

4-     تعيين اهداف جزيي تمرين

5-     تهيه دستورالعمل ها و خط مشي هاي انجام تمرين

6-     تعيين فهرست كامل وقايعيكه در سناريوي مورد نظر روي مي دهند .

7-     تهيه ليست افراد و نحوه ارتباط برقرار كردن آنها با يكديگر

8-     تعيين معيارهاي ارزيابي تمرين

9-     تهيه داستان سناريو مورد نظر

10-     تهيه ليست نهايي اقدامات مورد نظر براي اجرا در سناريو

11-    جمع آوري داده هاي مورد نياز براي اجراي سناريو و تمرين

12-     برنامه ريزي مسايل تداركاتي ، ايمني و امنيتي اجراي تمرين

 

با آنكه روزنامه ها و شبكه هاي تلويزيوني هر روز اخبار مربوط به زلزله ، سيل ، طوفان ، آنفلونزاي مرغي و ساير بحران هاي طبيعي و غيرطبيعي راپخش مي كنند ولي هنوز بسياري از مردم خود را براي اين نوع سوانح آماده نكرده و يا در اين كار تعلل مي كنند، سئوال اصلي اين است كه چرا؟ چرا واقعا مردم به آموزشهايي كه در اين موارد داده مي شود ، توجه نمي كنند ؟

 

بطور كلي چند عامل اصلي مانع در اين زمينه هستند كه عبارتند از :

 

ترس : فكر كردن به اين مسايل بيش از اندازه ترس آور است .

توجه : گرفتار زندگي روزمره و نداشتن وقت كافي براي يادگيري چيزهاي جديد

رسانه ها : هميشه كساني هستند كه مواظب اين مسايل هستند .

سطوح دانش فعلي : جعبه كمك هاي اضطراري براي 72 ساعت همه چيزي است كه لازم است .

شيوه زندگي : تمايلي به تغيير شيوه زندگي فعلي نيست .

درآمد : درآمد لازم براي خريد لوزام و تجهيزات وجود ندارد .

انگيزه هاي شخصي : ما به اندازه اي هم هستيم كه ديگران از ما حفظت كنند و مواظب ما باشند .

انگيزه هاي جمعي : من نگران خودم نيستم ، بلكه مي خواهم به ديگران كمك كنم .

 

ترس

 ترس احتمالا يكي از مهمترين دلايلي است كه مانع آمادگي افراد مي شود . بسياري از مردم بيش از آنكه راجع به منافع خود اتكايي و روي پاي خود ايستادن در شرايط بحراني فكر كنند به مخاطراتي كه هنگام بحرانها با آن مواجه مي شوند ، مي انديشند . متاسفانه بسياري از افراد به ظاهر متخصص و كارشناس هم به خاطر آنكه دانش لازم در مورد آمادگي در برابر بحرانها ندارند بيشتر مردم را از مخاطرات و تهديدها مي ترسانند . در اينجا به تعدادي از روشهاي آموزش آمادگي بدون آنكه منجر به ترس و ارعاب شود اشاره مي كنيم :

  • به رفتار يك بازارياب بيمه بنگريد . اين افراد وقتي مي خواهند بيمه خاصي را بفروشند بجاي آنكه به شما در مورد دلايل نياز به بيمه توضيح دهند بيشتر برروي منابع آن تاكيد مي كنند به عبارت ديگر هنگام آموزش عمومي آمادگي در برابر بحرانها بايد به جنبه هاي مثبت آمادگي بجاي بدترين سناريوها تمركز كنيم .
  • از تهديدها و مخاطراتي كه مردم باآن آشناسي دارند براي آماده كردن آنها در برابر مخاطرات بزرگ و نادر استفاده كنيد . به عنوان مثال مردمي كه در مناطق ساحلي زندگي مي كنند با طوفانهاي ساحلي آشنا هستند و آن را مي فهمند و آمادگي براي يادگيري روشهاي تخليه در شرايط تخليه در شرايط طوفاني را دارند ، در همين منطقه بخواهيد در مورد حادثه بزرگ شيميايي با هسته اي كاركنيد ممكن است موفقيت چنداني به دست نياوريد .
  • آمادگي را بدون ذكر تهديدات و مخاطرات آموزش دهيد . به عنوان مثال به برنامه ريزي مالي در خانه توجه كنيد . براي خانوارها بسيار به صرفه است كه مواد غذايي را به صورت عمده خريداري كرده و در منزل بخت نمايند . اگر خانوارها اين كار را انجام دهند در آن صورت هميشه مقداري مواد غذايي در منزل دارند و در صورت وقوع بحراني كه بايد در منزل بمانند مي توانند تا مدتي از مواد باقيمانده استفاده نمايند ، به همين ترتيب اگر افراد را به چادر زدن تفريحي تشويق نماييم آنها آمادگي لازم را براي انجام اين كار در مواقع بحراني پيدا خواهند نمود .
  •  

    جلب توجه

    با توجه به تكنولوژي هاي امروزي مانند ماكروويو ، خودپردازها ، ايميل و غيره ما در دنياي پر مشغله اي زندگي مي كنيم . بسيار از ما با بمباران  اطلاعات مواجه هستيم و هنگام دريافت اطلاعات اضافي ديگر ترجيح مي دهيم آنها را خلاصه تر و فشرده دريافت نماييم . ما به ندرت وقت كافي براي خواندن همه جزئيات اطلاعات دريافتي را داريم و به همين دليل افزودن بر اين ليست كه حتي اگر اطلاعاتي كه داده مي شوند براي حفظ جان باشند هم مشكل است .

    1-     بسياري از مردم متوجه اين نكته نيستند كه آماده شدن براي بسياري از بحرانها فقط نياز به تغييرات جزيي در شيوه زندگي روزمره دارد و نياز به يادگيري و دانش خيلي پيچيده اي ندارد .

    2-     مردمي كه در اين گروه قرار دارند يعني فقط نياز به جلب توجه شان مي باشد قدر اشاره و آموزش رامي دانند ، ولي اگر در حد خيلي كم و فشرده و آماده باشد ، به همين دليل بهتر است براي آموزش از چك ليست هاي ساده بجاي متون طولاني و پيچيده استفاده كنيم .

    3-     به مردم بايد نشان دهيم كه چطور برخي اقدامات آمادگي حتي منجر به صرفه جويي در وقت مي شود . همچنين در دست داشتن كليه مدارك كليدي و مهم در محلي ايمن مي تواند منجر به صرفه جويي بسيار زياد در صورت وقوع بحران و پس از آن باشد .

     

    رسانه ها

    رسانه ها براي اعلام هشدار و اطلاع رساني خوب هستند ولي برخي مواقع هشدارهاي خودشان را نقض مي كنند . به عنوان مثال در حاليكه گزارش هواشناسي به مردم هشدار خروج از برخي مناطق مي دهد . رسانه ها خبرنگران خود را به همه مناطق مي فرستند و يا نشان مي دهند كه در آنجا در حال تهيه گزارش هستند ، برخي از مردمي كه اين را مي بينند به نظرشان مي رسد كه احتمالا اوضاع آنگونه كه گفته مي شود نيز خراب نيست .

    پديده ها در صفحه تلويزيون ساده تر و آرام تر از دنياي واقعي هستند . تصوير يك مار به اندازه يك مار واقعي ترسناك نيست .

     

    سطح اطلاعاتي كنوني

    بيشتر سايتهاي اينترنتي موجود در رابطه با آمادگي چيزي جز اطلاعاتي در مورد اقلام مورد نياز در 72 ساعت اوليه بحراني ندارند و يا برعكس حجم وسيعي از اطلاعات در اين زمينه ارايه مي كنند . هر دوي اين سايتها به گونه اي موجب گمراهي مردم مي شوند . سايت  ساده ممكن است به مردم بگويد تنها چيزهايي كه در 72 ساعت اول نياز دارند همان چيزهايي است كه فهرست كرده اند و نهايتا دولت به كمك آنها مي شرد . دسته دوم سايتها به مردم اينگونه القا مي كنند كه وضع آنقدر بد خواهد شد كه همه انواع تكنيك هاي زنده ماندن را بايد دانست . از هر دوي اين روش ها بايد پرهيز نمود . انتخاب حد وسط در اين زمينه مفيد است .

    در اين رابطه بايد توجه داشت كه :

    1-     جعبه كمك هاي 72 ساعته حداقل چيزهايي است كه در شرايط بحراني لازم داريم . توصيه مردم به اينكه شما فقط كمك هاي اوليه براي 72 ساعت را برداريد مانند آن است كه به خانواده اي كه تصميم به مسافرت دارد بگوييم فقط به ميزان كافي بنزين بهمراه داشته باشيد تا بتوانيد به ايستگاه بنزين بعدي برسيد .

    2-     اگر به مردم مهارتهاي حفظ جان را آموزش مي دهيد به آنها بگوييد كه اين انتخابها نزديكترين گزينه بعد از استفاده از مواد موجود در جعبه كمكهاي 72 ساعته نيستند . اين گونه مهارتها در موارد و شرايط خاص كاربرد دارند .

    3-     بين اين دسته از اقدامات و روشها بايد از طريق آموزش روشهاي ساده تر كه خانواده ها مي توانند جان خود و فرزندانشان را حفظ نمايند ، پلهايي زده شوند .

     

    شيوه زندگي

    وابستگي به شيوه خاصي از زندگي به خودي خود نوعي ترس است . تغيير شيوه زندگي به گونه اي كه شامل آمادگي در برابر بحرانها نيز بشود از نگاه برخي افراد ترس آور و سخت است . در اينجا دو مساله مورد توجه است :

    1-     يكي از مهمترين دلايلي كه ما به آمادگي در برابر بحرانها مي پردازمي  آن است كه مي خواهيم شيوه زندگي خود راحفظ كنيم و بگذاريم بحرانها آنها را از بين ببرند ، بنا براين هدف فقط حفظ جان و اموال نيست . بنابراين وقتي در مورد بحرانها صحبت مي شوند بايد كل فرايند و نه فقط آثار اوليه و مستقيم آن به افراد گوشزد شوند .

    2-     آمادگي واقع بينانه مستلزم تغييرات اساسي در شيوه زندگي نيست و فقط شامل تغييرات و اصلاحات جزيي در برخي چيزهايي كه داريم و يا كارهايي كه مي كنيم ، مي شود . به عنوان مثال پركردن بنزين وسيله نقليه قبلاز اينكه كاملا خالي شود يك كار چندان پيچيده اي نبوده و زندگي ما را دستخوش تغييرات زيتائي نمي كند ولي اطمينان مي دهد كه در صورت وقوع حادثه ناخواسته اي ، حداقل بنزين مورد نياز در وسيله نقليه هست .

     

    درآمد

    خيلي از مردم فكر مي كنند كه آماده كردن خود و خانواده شان در برابر بحرانها اقدامي پرهزينه و فراتر از سطح درآمد آنها است . اين تصوير ضرورتا درست نيست . اگر اين اقدامات به درستي انجام شوند حتي ميتوانند منجر به صرفه جويي مالي نيز بشوند و مردم بايد از اين موضوع اطلاع داشته باشند :

    1-     قبلا اشاره شد كه كه دانستن دخيره مواد غذايي به مقدار بيشتر مي تواند منجر به صرفه جوييدر زمان خريد بشود . ضمن آنكه در خيلي موارد خريد در مقادير بيشتر ارزانتر نيز مي باشد .

    2-     خيلي از اقلام لازم براي مواقع بحراني لازم نيست نو باشد . مي توان از اقلام دست دوم و مناسب استفاده كرد .

    3-     بخش قابل توجه اي از آموزشهاي آمادگي در برابر بحرانها بايد متوجه روشهايي باشد كه اجراي آنها هم آمادگي را بالا برده و هم منجر به صرفه جويي مالي در زندگي روزمره افراد مي شود .

     

    انگيزه هاي فردي

    انگيزه هاي فردي داراي درجات است . در حد بالاي آن افراد فكر مي كنند آنقدر مهم هستند كه ديگران مراقب آنها مي باشند و نمي گذارند در وضعيت بحراني دچار مشكل شوند . در سطح پايين آن افراد فكر مي كنند كه يا هيچ كس وجود ندارد كه به داد آنها برسد و يا اينكه هيچ اتفاق مهمي در اينجا نخواهد افتاد . بنابراين نيازي به آماده شدن نيست . از نوع ديگر اين تصور اين است كه مردم فكر مي كنند اين اتفاقات براي ما نمي افتد بلكه براي ديگران مي افتد .

    1-     از آنجا كه ما به دنبال آن هستيم كه جلوي ترس را بگيريم ، نبايد مردم را بترسانيم كه ممكن است هيچ كس به داد شما نرسد . پس بايد اين اقدامت را انجام دهيد . در عوض بايد به مردم ياد دهيم كه در خيلي از مواقع با آماده كردن خود ، ديگران را نيز تحريك به انجام اين كار مي كنند . وقتي افراد ، دوستان و آشنايان خود را مي بينند كه اقدامات آمادگي و پيشگيري را انجام مي دهند ، بيشتر تشويق به انجام اين مي شوند .

    2-     به آن دسته از مردم نيز كه داراي انگيزه هاي فردي پايين هستند ، بايد فهمانده شود امكان خوداتكايي و روي پاي خود ايستادن در شرايط بحراني وجود دارد . اين افراد نياز به تقويت اعتماد به نفس دارند . بايد به آنها نشان داد كه با اقدامات خيلي ساده مي توانند وضعيت آمادگي خود در شرايط بحراني را چندين برابر افزايش دهند .

     

    انگيزه هاي جمعي

    خيلي از افراد آنقدر به ديگران توجه دارند كه خودشان را فراموش مي كنند . يكي از دلايل مشكلات رواني ناشي از بحرانها براي كساني كه مستقيما هم تحت تاثير آنها قرار نمي گيرند ، همين است . اين فشارهاي رواني از انجا ناشي مي شود كه افراد شاهد آن هستند كه مردم دچار مصيبت شده اند و آنها نمي توانند برايشان كاري بكنند .

    1-     به اين افراد بايد گفته شود كه بهترين راه كمك به ديگران اين است كه خودتان را براي شرايط مشابه آماده تر نماييد .

    2-     وقتي افراد خود را آماده تر كنند ، خود هنگام بحران به كمك ديگران هم رفته اند چون به دليل عدم نياز آنها به برخي از كمكها، سازمانهاي امداد مي توانند به كمك آنها كه به كك نياز دارند ، بروند .

    3-     بالاخره اينكه با آماده كردن خود ، ديگران رانيز تشويق به اينكار مي كنيم . همينطور كه با بستن كمربند ايمني ديگران را هم تشويق به اين كار مي كنيم .



    برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:

    + نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۵۶:۲۸ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

    مديريت بحران

    مديريت بحران «تصميم‏گيري در شرايط بحراني»
    ممكن است فكر كنيد همين كه با بحران رو به رو شديد و مشكلات عملي و مسائلي كه آن را دربر گرفته است سرو سامان داديد ، براي شما كفايت مي‏كند و همه چيز خاتمه يافته است .اما نه ، نمي‏توانيد به سادگي از عواقب و اثرات آن رها شويد. مديريت بحران از جمله موقعيت‏هايي به شمار مي‏رود كه در آن گاهي اين احساس به انسان دست مي‏دهد كه دنيا با او سر دشمني دارد.
    توجه كنيد روشي كه براي سرو سامان دادن به يك بحران به كار مي‏بنديد ، نه تنها برعواقب ناشي از بحران مؤثر است بلكه تأثير عظيمي در روحيه گروه ، همكاران شما و همچنين بر موقعيت شما در داخل اين گروه به جا مي‏گذارد. اينكه ۵ يا ۵۰۰ نفر را رهبري كرده‏ايد ، تفاوت چنداني ندارد. ولي اين چند ساعت عملكرد شما زمينه‏اي را به وجود مي‏آورد كه بسيار مشكل بتوان آن را در كوتاه مدت تغيير داد. اگر مسئله را به نحو نادرستي جمع و جور كرده باشيد ، اين بحران موجب لطمه خوردن به حرمت شما و از دست رفتن وفاداري و روحيه گروه و همكاران شما مي‏شود. اما اگر مسئله را به نحو مطلوبي سر و سامان داده باشيد ، موجب افزايش شديد علاقه‏مندي كاركنان و اعضاي گروه و تقويت هويت سازمان و مستحكم شدن موقعيت شما مي‏شود.

    در ساعت سه بعد از نيمه شب يكي از شب‏هاي اسفند ۱۳۶۴ سروان صداقت ، مسئول اداره گذرنامه فرودگاه مهرآباد مطابق شب‏هاي كشيك در حال انجام وظيفه بود. در همين زمان ، يك خانم بيمار تبعه كشور آلمان در حالي كه بر روي برانكارد قرار داشت و در حالت اغما بسر مي‏برد به همراه سفير كشور آلمان و يك پزشك ايراني وارد قسمت ترانزيت فرودگاه مهرآباد شدند. بيمار در وضعيت خوبي نبود و پزشك معالجش در حالي كه پايه سرم را در دست داشت از او مراقبت مي‏كرد. پس از ورود ، سفير آلمان به سرعت خود را به سروان صداقت رساند و با كمك پزشك ايراني كه مطالب او را ترجمه مي‏كرد به وي گفت : اين خانم يك ماه قبل ، از كوه سقوط كرده و نخاع شوكي وي آسيب ديده است. تا به حال سه بار در يكي از بيمارستان‏هاي تهران مورد عمل جراحي قرار گرفته است و طبق تشخيص پزشكان نياز به يك عمل جراحي دارد كه به علت فقدان وسايل و تجهيزات مورد نياز انجام دادن آن در ايران ميسر نيست. ما ترتيبي داده‏ايم كه بيمار ،‌امشب به محض رسيدن به فرودگاه فرانكفورت به بيمارستان منتقل شده ، تحت عمل جراحي قرار گيرد . به همين جهت از شما مي‏خواهم كه به بيمار و پزشك همراهش اجازه داده شود با پرواز امشب ، تهران را ترك كنند. (گفتني است براساس قوانين و مقررات ، هيج ايراني يا خارجي بدون همراه داشتن گذرنامه معتبر حق خروج از كشور را ندارد ، به علاوه خارجيان ملزم هستند ۴۸ ساعت قبل از پرواز به اداره اقامت اتباع بيگانه مراجعه كرده ، اجازه خروج دريافت دارند.)
    سروان صداقت كه با مسئله‏اي غيرعادي روبرو شده بود از سفير درخواست كرد گذرنامه و ساير مدارك معتبر بيمار و همچنين مدارك مربوط به پزشك ايراني را كه قرار بود همراه بيمار به كشور آلمان سفر كند ارائه دهد ، اما سفير پاسخ داد كه در شرايط حاضر به هيچ وجه دسترسي به مدارك بيمار ميسر نيست و تهيه گذرنامه معتبر براي خروج پزشك ايراني نيز به علت كمبود وقت و استثنائي بودن مورد ، امكان‏پذير نيست.
    در آن شب ، تنها پرواز به سوي فرانكفورت متعلق به شركت هواپيمايي KLM بود و تا ساعت ۲ بعدازظهر روز بعد هيچ پروازي به فرانكفورت انجام نمي‏شد. سروان در آن شب با بحران و مشكلي غيرمنتظره مواجه شده بود و نمي‏دانست چه كند. از يك طرف جان يك انسان مطرح بود و با يك تصميم اشتباه ممكن بود به مرگش منجر شود و از طرفي با قوانين و مقررات محدودكننده مواجه بود كه با يك تصميم اشتباه بايد تبعات سنگين آن را مي‏پذيرفت. سروان ابتدا به رئيس خود زنگ زد و از او كسب تكليف كرد. رئيس وي از اينكه سروان در آن وقت شب او را از خواب بيدار كرده بود عصباني شد و در پاسخ به وي گفت كه طبق مقررات عمل كند و بلافاصله گوشي را گذاشت. سروان صداقت طبق مقررات موجود در سازمان با مسئول رده بالاتر يعني رئيس گذرنامه مركزي و سپس با رئيس شهرباني وقت و آنگاه با وزارت خارجه تماس گرفت . ولي هيچ موفقيتي به دست نياورد. وقت به سرعت مي‏گذشت و او فشار عصبي شديدي احساس مي‏كرد.
    حال اگر شما در موقعيت بحراني سروان بوديد چه تصميمي اتخاذ مي‏كرديد؟ و چگونه آن را توجيه مي‏نموديد ؟

    بحران چيست ؟
    در پزشكي وضعيت بحران به وضعيتي اطلاق مي‏شود كه ارگانيسم دچار بي‏نظمي شده و به خطر افتاده است. بحران را مي‏توان شرائط غيرعادي‏دانست كه در آن مشكلات ناگهاني و پيش‏بيني ناپذير پديد مي‏آيد نظير آتش‏سوزي ، اغتشاش، زلزله، شورش، ورشكستگي، اعتصاب … و ساير مواردي كه به تصميم‏گيري فوري نياز دارد و درچنين شرايطي ، ضوابط ، هنجارها و قوانين مرسوم ديگر كارساز نيست.
    امروزه با پيچيده شدن محيط و پويائي سريع آن ، هرلحظه امكان بروز يك بحران براي سازمان وجود دارد. در يك موقعيت بحراني ، فرهنگ سازمان تغيير يافته و به سمت يك فرهنگ خلاق و متغير گرايش پيدا مي‏كند. اين امر خود باعث ايجاد فرصت‏هايي جهت حفظ و تداوم حيات سازمان مي‏شود. به عنوان مثال بحران مالي آسياي جنوب شرقي در چند سال پيش ، شوك بزرگي را براي اقتصاد اين كشورها به همراه داشت ، اما تحقيقات نشان مي‏دهد كه اين بحران‏ها در عين حال فرصت‏هايي را به همراه داشتند كه منجر به شكوفائي اقتصاد آنان شد.
    بنابراين هنگام مواجه با يك وضعيت نمي‏توان مطمئن بود كه وضعيت مذكور يك محدوديت (تهديد) محسوب مي‏شود يا يك موقعيت (فرصت). براي مثال گاهي فرصت‏هاي از دست رفته ، در مراحل بعدي مسائلي را براي سازمان ايجاد مي‏كنند ، همچنين گاهي هنگام مواجهه با يك محدوديت ، فرصت‏هاي جديدي ايجاد مي‏شود. به همين دليل برخي از مديران بر اين باورند كه در دل هر مسئله، فرصتي نهفته است.
    با وقوع بحران ، واكنش‏هاي رواني متعددي رخ مي‏دهد كه عبارتند از : ناباوري ، وحشت ، قبول شكست ، قضاوت‏هاي غلط ، اقدامات غيرمنتظره ، كوته‏نظري ، هيجان زياد و مقصر دانستن اين و آن.
    موارد فوق واكنش‏هايي هستند كه در ابتداي هر بحران از طرف افراد بروز مي‏كند و علاوه بر آن ، هرچند كه ممكن است نوع بحران‏ها متفاوت باشند ولي همه آنها نقاط مشتركي دارند :
    ۱- نياز به تصميم‏گيري بديع دارند.
    ۲- عدم واكنش سريع معمولاً پيامد نامطلوب دارد.
    ۳- راه‏حل‏ها محدود هستند.
    ۴- زمان به نفع تصميم‏گيران نيست.
    ۵- تصميمات غلط ، عواقب وخيم دارند.
    ۶- شدت گرفتن غيرمنتظره رويدادها وضعيت بحراني را تشديد مي‏كند.
    با توجه به مطالب ذكر شده هر مدير يا مسئول ممكن است با اين سؤال مواجه شود كه :

    چگونه بايد با بحران برخورد كرد ؟

    برخورد با بحران از منظر تصميم‏گيري :
    واضح است كه واكنش‏ها و نحوه تصميم‏گيري افراد به هنگام بحران به چگونگي برداشت آنها از اوضاع وابسته است. طبيعي است كه هرچه برداشت از وضع پيش آمده جدي‏تر باشد و خطر بيشتري براي منافع خود و سازمان احساس كنند به همان ميزان وضع را بحراني مي‏كنند.
    به قول «چارلز هرمان» در چنين وضعيتي سه عامل نقش زيادي دارند. براساس اين سه عامل سناريوهاي مختلفي را مي‏توان ترسيم كرد :
    الف- اينكه وضعي كه پيش آمده منافع خود ،گروه و سازمان را تا چه حد مورد تهديد قرار داده است.
    ب- زمان لازم براي عكس العمل چقدر است .(فرصت)
    ج- براي سازمان تا چه حد غيرمنتظره بوده است.(غافلگيري)
    البته نبايد از نظر دور داشت كه امروزه تصميم سريع مديران سازمان‏ها ، تأثير اساسي در موفقيت يا شكست آن سازمان دارد. وقتي كه مديران با يك وضعيت بحراني روبرو مي‏شوند ، شناخت صحيح مسئله و ارائه راه حل مناسب در زمان معين مي‏تواند فرصت‏هايي را براي سازمان بوجود آورد.

    روانشناسي برخورد با بحران :
    تصميم‏گيران بايد :
    ۱- براي محدود كردن عواقب سوء بحران و كنترل وضعيت ،‌تصميمات فوري اتخاذ كنند ، آنگونه كه «ميتنز برگ» مي‏گويد : بحران در اثر وقوع ناگهاني و غيرمنتظره حادثه يا اتفاقي بوجود مي‏آيد كه توجه فوري به آن براي اخذ تصميمي فوري ضروري است.
    ۲- اولين كساني كه قرار است مطالب آنها را بشنوند شناسايي كرده و براي تأثير بر آنها برنامه خاصي داشته باشند.
    ۳- روي حل مسئله تمركز كنند و به هيچ وجه تمركز خود را بر روي مسائل غيرواقعي نگذارند.
    ۴- روي خلاقيت تمركز كنند و آنگاه خواهند ديد كه دنياي آنها پر از امكانات نامحدود است.
    ۵- از حداكثر انرژي خود براي پيدا كردن راه حل استفاده كنند.
    «انسوف» در اين مورد مي‏گويد : در اثر تغيير و تحولاتي ،‌بقاء و حيات سازمان به مخاطره افتاده است و سازمان براي رهايي از نابودي بايد فوق‏العاده تلاش كند.
    ۶- عصباني نشوند ، فرياد نكشند يا يك نفر را پيدا نكنند كه گناهان را به گردن او بيندازند.
    ۷- بحران را به يك فرصت تبديل كنند.
    ۸- بايد با گروه‏هائي كه اهداف متضاد در حل بحران دارند برخورد كنند.
    ۹- بايد از تفكر نيوتوني استفاده كنند :
    الف- بايد خود را در معرض موضوع قرار دهند.
    ب- ذهنشان بايد حساسيت نسبت به موضوع داشته باشد.
    ج- ذهن خود را نسبت به موضوع بحران غني كنند.

    سناريوها و حالات مختلف بحران :
    ۱- وضعيت كاملاً بحراني : در اين وضعيت تهديد شديد ، زمان كوتاه و غافلگيري هست مثل زلزله‏هاي مخرب يا بحران كره(۱). در اين وضعيت هدف‏هاي عمده به خطر افتاده و تهديدات اساسي و فرصت براي تصميم‏گيري نيز بسيار كم است و حادثه پيش‏آمده كاملاً غيرمنتظره بوده و همه را غافلگير كرده است.
    در چنين وضعيتي ديگر نمي‏توان از روش‏هاي معمول براي نشان دادن عكس‏العمل استفاده كرد. مديريت در چنين حالتي بيش از هر چيز به تجربه ، مهارت ، سرعت ، هوشمندي، خلاقيت و موقعيت سنجي نياز دارد. از آنجا كه فرصت كافي براي جمع‏آوري و تجزيه و تحليل اطلاعات نيست بايد هرچه سريعتر با توجه به اطلاعات موجود موضوع ارزيابي و نسبت به آن اقدام شود.
    ۲- وضعيت نوظهور :
    تهديد شديد ، زمان بلند و غافلگيري ، در اين وضعيت تهديد شديد است ، بحران پيش آمده هم كاملاً غيرمنتظره مي‏باشد ولي فرصت كافي براي تصميم‏گيري وجود دارد. مثل بحران تركيه/يونان(۲).
    بديهي است كه تصميم‏گيران بايد از اين فرصت براي جمع‏آوري و تجزيه و تحليل اطلاعات و يافتن گزينه مناسب از ميان راه‏حل‏هاي گوناگون به بهترين وجه استفاده كنند.
    ۳- وضعيت بطئي (كند) و آرام : تهديد ضعيف ، زمان زياد و غافلگيري ، در اين حالت هم تهديد كم است و هم فرصت براي تصميم‏گيري بسيار زياد ولي حادثه غيرمترقبه است مثل سقوط خروشچف(۳) از حكومت شوروي سابق.
    طبيعي است كه در چنين وضعيتي تصميم‏گيران فرصت كافي براي جمع‏آوري اطلاعات و بحث و گفتگو دارند، بويژه آنكه چون تهديد هم جدي نيست افراد كمتر دچار اضطراب و دستپاچگي هستند و بهتر مي‏توانند تصميم‏گيري كنند.
    ۴- وضعيت موردي يا تصادفي : تهديد ضعيف ،‌زمان كوتاه و غافلگيري ، در اين حالت بحران پيش آمده تهديد اساسي بوجود نياورده است ولي هم غافلگيري شديد است و هم زمان براي تصميم‏گيري كوتاه ، مثل شورش مجارستان(۴). در چنين حالتي اگر تصميم‏گيري درست انجام نشود بحران مي‏تواند تشديد شده و تهديد زيادي را متوجه تصميم‏گيران كند. غالباً چون تهديد زياد نيست تصميم‏گيران به آن توجه كافي نمي‏كنند در نتيجه بعداً گرفتار مي‏شوند.
    ۵- وضعيت انعكاسي : تهديد شديد ، زمان كوتاه و پيش‏بيني شده. در اين وضعيت تهديد شديد است و زمان عكس‏العمل كوتاه ولي غافلگيري وجود ندارد چون از قبل ، وقوع حادثه‏اي قابل پيش‏بيني بوده است. مثل محاصره برلن پايتخت آلمان در روزهاي پاياني جنگ جهاني دوم. در چنين حالتي تصميم‏گيران ‏بايد از قبل، خودشان را براي مواجهه با چنين بحراني آماده كرده باشند تا بتوانند در زمان كوتاه تصميم‏هاي لازم را بگيرند.
    ۶- بحران تعمقي : تهديد شديد ، زمان بلند و پيش‏بيني شده . در اين حالت تهديد شديد است ولي زمان كافي براي عكس العمل وجود دارد و هم بحران قابل پيش‏بيني بوده است مثل بحران بيكاري و بحران برلن(۵).
    در اين وضعيت تصميم‏گيران هم مي‏توانند مقدمات كار را از قبل فراهم كنند تا غافلگير نشوند و هم فرصت كافي براي جمع‏آوري اطلاعات و بحث و گفت وگو داشته باشند.
    ۷- وضعيت عادي و روزمره : تهديد ضعيف ، زمان بلند و پيش‏بيني شده . در چنين وضعيتي هم تهديد كم است و هم زمان براي تصميم‏گيري زياد است و هم بحران از قبل قابل پيش‏بيني بوده است . مثل عضويت چين كمونيست در سازمان ملل. اين وضعيت بحراني است كه افراد با آن هرچند يكبار درگير مي‏شوند و بايد بتوانند طبق روال گذشته با آن مواجه شوند. از آنجا كه اين نوع بحران هرچند يكبار تكرار مي‏شود معمولاً روش‏هاي مقابله با آنها از قبل پيدا شده است.
    ۸- وضعيت اداري و اجرائي :
    تهديد ضعيف ، زمان كوتاه و پيش‏بيني شده . در چنين شرايطي تهديد كم است ، زمان عكس‏العمل كوتاه و بحران قابل پيش‏بيني است. مثل درخواست كمك نظامي هندوستان . در اين حالت چون تهديد شديد نيست و از قبل هم قابل پيش‏بيني بوده است بايد مقدمات كار از قبل فراهم شده باشد تا در فرصت كوتاهي هم كه بحران بوجود آمده است بتوان بهترين تصميم را گرفت.

    پارادايم در بحران :
    اما منظور از PARADIGM – الگو، مدل ، نمونه و بازي در بحران چيست ؟
    در اثر بحران ، آينده‏نگري به عنوان يكي از ابزارهاي اصلي مديريت مطرح مي‏شود ،‌پارادايم يكسري از قوانين و مقررات مكتوب و نامكتوب است كه داراي دو رسالت عمده است : يكي آنكه محدوديت‏‎ها را تعريف مي‏كند و ديگر آنكه در اين محدوديت‏ها چگونه عمل بكنيم تا بتوانيم موفق باشيم.
    پس بايد آگاه بود كه بازي‏ها عوض شده يا به عبارت ديگر پارادايم‏هاي جديدي مطرح مي‏شوند كه براي موفقيت بايد قوانين و مقررات پارادايم جديد را شناخت (هنر بازي كردن) لذا ديگر نمي‏توان با الگوهاي گذشته به تحليل پارادايم‏هاي جديد پرداخت.
    «پيتر دراكر» در كنار خصوصيات يك مدير خوب به «آينده‏نگري» اشاره كرده و تأكيد مي‏كند : «يكي از مهمترين مهارت‏هاي مديران در دوران آشوب و بي‏نظمي ، آينده‏نگري است و آن را به دو قسم مطرح مي‏كند محتوائي ، يعني آينده چه چيز است و فرآيندي ،‌يعني چگونگي استفاده از اين چه چيزها.»
    در گذشته مديران بعد از اتفاق مسئله‏اي يا بعد از بروز مشكل اتخاذ تصميم و از مديريت رويداد پيروي مي‏كردند و تا حدودي به سمت تشخيص موقعيت نيز حركت مي‏كردند. اما امروزه مديران بايد از وقوع هرگونه بحران و مشكلي جلوگيري كنند و به سمت مديريت آينده‏نگري بروند.
    «هنري كيسينجر» (۶)مي‏گويد : غيرممكن است كه هفته ديگر ، بحراني به وقوع بپيوندد چون برنامه من كامل است.

    مديريت در بحران :
    با توجه به مطالبي كه گفته شد موضوعي كه در اينجا قابل طرح است چگونگي مديريت در بحران است.
    در هنگام بحران به علت آشفتگي ،‌ذهن درست كار نمي‏كند و تعقل صورت نمي‏پذيرد لذا احتمال اشتباه بسيار زياد است و رفتارهاي نامناسبي بروز مي‏كند كه ممكن است باعث تشديد بحران شود.
    در شرائط بحراني گاهي لازم مي‏شود فرد خود را كنترل كند و حتي در مواردي اگر عكس‏العملي نشان ندهد بهتر از تصميمات شتاب زده و هيجان آلود است. زيرا اين عكس‏العمل‏ها وضع را بدتر مي‏كند.
    با وجود اين غالباً شرايط به نحوي است كه فرد را به عمل برمي‏انگيزد و به دليل رفتارهاي غيرعقلائي و رفتارهاي نامناسب بحران تشديد مي‏شود.
    حفظ خويشتنداري و آرامش درتسلط بر اوضاع به هنگام بحران ، نقش مهمي دارد. به اين علت مديريت بحران كاري است مشكل كه به شجاعت و سرعت عمل نياز دارد.
    لازمه تصميم‏گيري در بحران ، تجربه و مهارت كافي است ولي افزون بر آن ،‌مدير بايد اعتماد به نفس داشته و بتواند از شم خود استفاده كند.
    شكل‏هاي ديگر آن است كه در وضعيت بحراني براي تعيين درستي و نادرستي تصميم ، ضابطه‏اي دردست نيست ، زيرا تنها نتيجه تصميم است كه درستي يا نادرستي آن را تعيين مي‏كند.
    اما بد نيست در اينجا و در پايان اين مقوله از تصميم واقعي سروان صداقت در آن شب بحراني آگاه شويد :
    وي پس از آنكه از روساي بالاتر خود نااميد شد براي نجات جان بيمار و نيز جلوگيري از تبعات سياسي مسئله تصميم گرفت به مسافر بيمار اجازه خروج بدهد ولي از خروج پزشك همراه جلوگيري كند و مراقبت از بيمار را به عهده خدمه هواپيما بگذارد.
    او با اين تصميم از بحران و فشار عصبي رها شد و ضمناً تصميمي گرفت كه بعدها آن را به عنوان يك تصميم سنجيده و درست در آن شرايط سخت همواره به همكاران خود يادآور مي‏شد.



    برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:

    + نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۵۶:۲۷ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

    موز

    ترجمه موز بمعني Banana و نام علمي آن به Musa sapientum اطلاق مي شود .

    گياه شناسي :
    موز گياهي است علفي كه مانند درختچه است. برگهاي آن بسيار بزرگ و پهن و گاهي تا 2 متر مي رسد. گلهاي آن مجتمع و بصورت سنبله است. ميوه آن ابتدا سبز و بعد از رسيدن برنگ زرد در مي آيد.
    موز از چهار هزار سال قبل در هندوستان كشت مي شده است. در سال 1482 پرتغاليها موز را در سواحل گينه پيدا كردند و به جزائر قناري بردند و سپس بوسيله ميسيونر مذهبي اسپانيولي به نواحي حاره آمريكا برده شد و اكنون موز در تمام مناطق گرمسير دنيا كشت مي شود.
    موز را هنگاميكه هنوز سبز است از درخت مي چينند و به مناطق مختلف مي فرستند و در آنجا بوسيله گرما دادن آنرا مي رسانند.
    موز انواع مختلف دارد يك نوع آن بسيار درشت و نوعي از آن هم خيلي ريز است كه مزه شيريني دارد .
    در كشورهاي استوايي معمولا موز را مي پزند و همراه با برنج و لوبيا مي خورند در كشورهاي آمريكاي لاتين موز را ورقه ورقه كرده و در آفتاب خشك مي كنند.
    هنگاميكه موز را انتخاب مي كنيد بايد پوست آن زرد و سفت و روي آن لكه هاي سياه وجود داشته باشد و اين نشانه يك موز رسيده است. موز نارس بدليل داشتن نشاسته زياد هضمش سنگين است.

    تركيبات شيميايي :
    قندي كه در موز وجود دارد بسرعت قابل جذب است. و بطور كلي مي توان گفت در صد گرم موز مواد زير موجود است :
    انرژي 100 كالري
    آب 70 گرم
    پروتئين 0/8 گرم
    چربي 0/2 گرم
    قند 6/5 گرم
    كلسيم 8 ميلي گرم
    فسفر 25 ميلي گرم
    آهن 0/7 ميلي گرم
    سديم 1 ميلي گرم
    پتاسيم 370 ميلي گرم
    ويتامين آ 190 واحد
    ويتامين ب1 0/05 ميلي گرم
    ويتامين ب 2 0/06 ميلي گرم
    ويتامين ب 3 0/07 ميلي گرم
    ويتامين ث 10 ميلي گرم
    در موز چند ماده شيميايي بسيار مهم مانند سروتونين، نوروپي تفرين، دوپامين و كاته چولامين وجود دارد.

    خواص داروئي :
    موز از نظر طب قديم ايران معتدل و تر است و خون را غليظ مي كند. موز انرژي زيادي دارد و چون نرم هست غذاي خوبي براي كودكان و اشخاص مسن مي باشد.
    1- بدليل داشتن پتاسيم زياد ضد سرطان بوده و غذاي خوبي براي ماهيچه ها مي باشد.
    2- موز ملين بوده و همچنين درمان اسهال و اسهال خوني است.
    3- موز خونساز است بنابراين اشخاص لاغر و كم خون حتما بايد موز بخورند.
    4- موز تقويت كننده معده و نيروي جنسي است.
    5- موز درمان زخم معده و روده مي باشد.
    6- گرد موز همچنين داروي خوبي براي پائين آوردن كلسترول است.
    7- شيره گلهاي موز درمان كننده اسهال خوني است.
    8- جوشانده موز اثر قطع خونريزي درد.
    9- ضماد برگ درخت موز براي درمان و سوختگي مفيد است.
    10- ريشه موز دفع كننده كرم معده است.
    11- موز نفاخ است وزياد خوردن آن خصوصا در سرد مزاجان توليد گاز معده ميكند براي رفع اين عارضه بايدپس از آن كمي نمك خورد
    12- موز تاثير خوبي در تامين رشد و تعادل سيستم اعصاب درد.
    13- براي درمان ضعف بدن موز را با عسل بخوريد.
    14- موز مدر است.
    15- موز بعلت دارا بودن قند زياد براي مبتلايان به مرض قند مضر است و نبايد در خوردن آن افراط كنند.


    برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:

    + نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۵۶:۲۶ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

    مراقبت از لب ها

    لب‌ يكي از نواحي پوست است كه بيشتر از هر جاي ديگر در معرض هوا و آفتاب قرار دارد و به همين علت هم بيشتر مستعد مشكل خشكي و ترك‌خوردگي است.

    اگر خوب از لب‌هايتان مراقبت نكنيد، گرماي بيش از حد و از دست رفتن آب بدن در اين فصل، مي‌تواند باعث سوزش و التهاب و حتي خونريزي آنها شود.

    متخصصان معتقدند تماس لب با خميردندان و رژ لب و استفاده از پروتزهاي دندان باعث خشكي‌هاي شديد و خارش لب مي‌شود. حرارت زياد، كم آبي و سرماي شديد هم از عوامل شايع به وجود‌آورنده خشكي‌هاي ساده و ترك‌خوردگي‌هاي لب هستند، همچنانكه بعضي از بيماري‌هاي سيستماتيك نظير پسوريازيس هم سبب پوسته شدن اطراف و روي لب مي‌شود كه در اين صورت مشكل لب با علائم ديگري نيز همراه است.

    داشتن لب‌هاي ترك‌خورده، خشك و سوزان بي‌ترديد آزارنده است. براي بسياري از كار‌هايي كه در طول روز انجام مي‌دهيم، از همين لب‌ها استفاده مي‌كنيم. لب اگر سالم نباشد، حتي نمي‌توانيم راحت غذا بخوريم، حرف بزنيم يا لبخند بزنيم.

    لب‌هاي شما نمي‌تواند مانند بقيه جاهاي پوست بدنتان در برابر از دست دادن رطوبت مقاومت كند، چرا كه لايه‌هاي پوست لب بسيار نازك هستند. علاوه بر اين لب‌ها لايه محافظتي معمول پوست كه داراي غدد چربي و عرق است را ندارند، به همين علت هم مانند بقيه جاهاي بدن نمي‌تواند خودش را مرطوب نگه دارد ومستعد خشك شدن و ترك‌خوردن است. البته اينها تنها علت خشكي و ترك لب نيستند. با 10 علت شايع اين مشكل و طرز برخورد با آن در اين مقاله آشنا شويد.

    1. اين آفتاب داغ!
    اگر چه هميشه آب و هوا را در اين مورد مقصر مي‌دانيم اما در واقع همه تقصير‌ها متوجه هوا نيست. تابش خورشيد، اگر از لب محافظت نكنيد، مي‌تواند باعث تبخير رطوبت آن و خشكي شود. اين مسئله در مناطقي كه رطوبت هوا كم‌تر است، بيشتر خودش را نشان مي‌دهد، البته وجود باد‌هاي خشك هم در اين مسئله نقش دارد. نه تنها گرما بلكه سرما هم مي‌تواند لب‌هاي شما را خشك و ترك‌خورده كند، بخصوص در مناطقي كه سوز باد‌هاي سرد زمستان بيشتر است. بنابر اين فكر نكنيد كه در زمستان خبري از خشكي لب نيست. حتي در اين فصل ابري، باد زمستان بيشتر مي‌سوزاند.

    2. بستني نيست!
    ليسيدن لب يا خيس كردن آن با زبان، برخلاف آنچه به نظر مي‌رسد، باعث خشكي لب و ترك‌خوردن آن مي‌شود چرا‌كه بزاق با ايجاد رطوبت موقت و از بين بردن چربي طبيعي پوست، باعث تبخير بيشتر شده و در نهايت سبب خشكي بيشتر لب مي‌شود.

    3. گنج از دست رفته
    يكي از علامت‌هاي كم شدن آب بدن، خشكي لب است. در كساني‌كه گرما زده شده‌اند يا به‌علت اسهال آب زيادي از دست داده‌اند، با مشاهده شدت خشكي لب مي‌توان پي به شدت اين كمبود آب برد.

    4. آ، ب، ث و دوستان
    كمبود بعضي از ويتامين‌ها مانند آ، ب ، ث و املاحي مانند آهن و روي هم مي‌تواند باعث خشكي، پوسته شدن و به‌خصوص ترك خوردن گوشه لب شود. بديهي است وقتي تغذيه‌اي سالم و كامل داريد، اين مسئله نمي‌تواند علت خشكي لب شما باشد.

    5. حساس به آرايش
    استفاده مكرر از صابون و مواد شيميايي ديگر مثل محصولات آرايشي غير استاندارد و رژ لب‌ مي‌تواند موجب حساسيت پوست لب ‌شود. البته پوسته شدن لب در بيماري‌هايي مانند حساسيت و اگزما شايع‌تر است و مي‌تواند حتي به علت تماس موادي نظير ليموترش و پرتقال به وجود آيد. بهتر است مراقب حجم دهنده‌هاي لب باشيد چون در آنها اغلب موادي به‌كار رفته كه عمدا باعث تحريك و التهاب لب شده و آن‌را بزرگتر و پرتر نشان مي‌دهد.

    6. قفسه درد سرساز
    كسانيكه نمي‌توانند علتي براي لب‌هاي ترك خورده‌شان پيدا كنند بهتر است سري به قفسه داروهايي كه مي‌خورند بزنند. مصرف بعضي داروها (مانند ترتينوئين،ويتامين آ در مقادير زياد، داروهاي شيمي درماني، دپني سيلامين، ايزونيازيد و فنوتيازين) هم مي‌تواند اين مشكل را ايجاد كند.

    7. ترش و سوزان
    غذاهاي ترش و مركبات كه اسيدي هستند ممكن است باعث تحريك لب و خشكي و ترك آن شوند. در اين حالت سوزش لب هم ايجاد مي‌شود. علاوه بر اين برشي از پوست انبه هم حاوي ماده‌اي به نام توكسيكودندرون است كه در سم گياه پاپيتال هم وجود دارد و ممكن است به لب آسيب برساند. در ضمن افرادي كه به آجيل حساسيت دارند، بايد مراقب محصولات بهداشتي –آرايشي كه در تركيبشان از دانه‌هاي روغني، بادام و ... استفاده شده، باشند.

    8. سدي در راه
    انسداد مسير تنفسي بيني (در اثر سرماخوردگي) و درنتيجه نفس كشيدن از دهان هم باعث خشكي لب و سپس پوسته شدن و ترك خوردنش مي‌شود.

    9. دودي كه خشك مي‌كند
    اين را حتما بارها شنيده‌ايد كه خشكي دهان و لب‌ها از كمترين عوارض سيگار كشيدن است پس ديگر لازم نيست درباره آن توضيح زيادي بدهيم!

    10. قارچ‌ها مقصرند
    اگر خشكي در گوشه‌هاي لب باشد و سبب ترك خوردن و قرمز شدن و سوزش شديد شود ناشي از عفونت‌هاي قارچي است و در برخي مواقع نيز ترك‌خوردگي‌هاي مزمن در خط مياني لب تحتاني به وجود مي‌آيد كه در كودكان شايع‌تر است و با چرب كردن برطرف نمي‌شود؛ يعني بايد از پمادهاي آنتي بيوتيك استفاده شود.

    10 فرمان براي داشتن لب‌هايي سالم :
    اگر پي در پي دچار ترك‌خوردگي، پوسته شدن و خشكي لب مي‌شويد، بهتر است به پزشك مراجعه كنيد اما روش‌هايي هم هست كه مي‌توانيد خودتان به درمان و پيشگيري از اين مشكل كمك كنيد:

    1 - از بيرون رفتن در هواي خشك و گرم و آفتابي تا حد امكان خودداري كنيد يا اينكه با خود به اندازه كافي آب خوردن به همراه داشته و حداقل 5/1 ليتر در روز آب بخوريد.

    2 - در زمستان بهتر است علاوه بر استفاده از شال و پوشاندن صورت با آن، با وازلين يا پماد‌هاي ويتامين آ لب خود را چرب كنيد. بهتر است از برق لب، روغن يا رژهاي مخصوص مرطوب كننده لب كه ضد‌آفتاب هم هستند، استفاده كنيد. برق لب‌هايي كه نرم‌كنندگي بيشتر داشته و در تركيب آن از فلزاتي چون مس استفاده نشده باشد، هم مفيد هستند. معمولا اجزاي مرهم‌هايي كه مخصوص لب هستند از آلوئه ورا، عسل، بابونه، روغن بادام، روغن گل سرخ، لانولين، وازلين، موم، روغن زيتون، كره كاكائو، موم زنبور عسل، ليمو و ويتامين اي و ث ساخته شده‌اند.

    3 - از ژل يا رژهايي براي لب استفاده كنيد كه مواد آن طبيعي‌تر بوده و مواد حساسيت‌زا و معطر كمتري در تركيب آن به‌ كار رفته‌است.

    4 - به اندازه كافي ميوه و سبزيجات بخوريد. كمبود ويتامين‌ها به‌خصوص ريبوفلاوين، مي‌تواند باعث ترك‌خوردگي گوشه لب‌هاي شما شود.

    5 - عادت ليس زدن و گاز زدن و كندن پوست لب‌هايتان را كنار بگذاريد.

    6 - هنگام خريد محصولات آرايشي مانند صابون، رژ و كرم‌ از استاندارد بودن آن مطمئن شويد و سعي كنيد از محصولاتي استفاده كنيد كه كمتر حساسيت‌زا بوده و به اصطلاح هايپو آلرژن هستند.

    7 - خانه خود را به‌خصوص در زمستان كه بخاري ‌روشن است، مرطوب نگهداريد. براي اين‌كار مي‌توانيد يك كتري روي بخاري گذاشته يا از بخور استفاده كنيد.

    8 - سيگار مضرات فراواني براي شما دارد كه خشكي و ترك‌خوردن لب يكي از ساده‌ترين آنهاست، پس به بهانه ترك‌خوردن لب هم كه شده سيگار را كنار بگذاريد.

    9 - هيچگاه پوست لبي كه خونريزي و عفونت دارد نكنيد.

    10 - اگر خشكي با چرب كردن رفع نشد با توجه به علت خشكي و طبق توصيه پزشك مي‌توان از داروهاي كورتون، آنتي بيوتيك‌ها و ضد قارچ‌ها استفاده كرد.


    برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:

    + نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۵۶:۲۶ توسط:123 موضوع: نظرات (0)