شرح حال و معاينه فيزيكي در سرگيجه
شرح حال اولين قدم در يافتن اطلاعاتي است كه روند بروز علائم را براي ما آشكار ميكند. اولين قدم اين است كه از مريض بخواهيم مشكل خود را توصيف كند و تمام خصوصيات سرگيجه خود را شرح دهد .
در واقع يك شرح حال و معاينه فيزيكي دقيق اساس تشخيص است . هدف از اين فصل شرح اقداماتي است كه بصورت سرپايي و قبل از انجام آزمايشات عملكرد سيستم تعادلي گوش و يا اقدامات تكميلي ديگر، بتواند رويكرد دقيق تشخيصي فراهم آورده و براحتي راه را براي درمان مناسب و بموقع و كافي هموار نمايد.
شرح حال
مهمترين قسمت ارزيابي يك بيمار مبتلا به سرگيجه شرح حال است . شرح حال دقيق ما را بطرف معاينه دقيق تر رهنمون مي سازد . بيماراني كه سرگيجه دارند علايم خود را بسيار مبالغه آميز ذكر مي كنند و با توصيفات اضافي غير ضروري همراه مي سازند . مثلاً چند بار فلان دارو را استفاده نمودم و … و لذا مهارت و ممارست در شرح حال گيري لازم است تا شرح حالي سازمان يافته انجام شود . عده اي از پرسشنامه سرگيجه استفاده مي كنند . شرح حال بيمار سرگيجه دار بايستي شامل موارد ذيل باشد :
۱- توصيف سرگيجه
۲- شدت علايم
۳- موقتي بودن علايم يا مداوم بودن آن
۴- عوامل تشديد و يا تسهيل كننده علايم
۵- علايم همراه مثل كاهش شنوايي
۶- توصيف دقيق حادثه اوليه
۷- داروها و مواد مضري كه ممكن است دريافت كرده باشد .
۸- بيماريهاي ديگري كه دارد .
***
۱- توصيف سرگيجه :
قدم اول توصيف سرگيجه اي است كه بيمار از آن رنج ميبرد. بايستي توصيف بيمار بر اساس موارد خاص دسته بندي شود. اين موارد عبارتند از:
” سر گيجه واقعي ، احساس سبكي سر، سياهي رفتن چشم ، احساس مواج بودن ، احساس سنگيني و يا بي وزن بودن ، حالت عدم توانايي تمركز ، اختلال عملكرد عضلات بدن و عدم توانايي براي حركت دادن اندامها و يا اختلال هوشياري”
اگر بيمار نميتواند توصيف دقيقي از سرگيجه خود بدهد به حمله اول برگرديد ، زيرا بخاطر منحصر بفرد بودن و وحشتناك بودن ، بيشتر و دقيق تر در ذهن بيمار مي ماند .
الف- سرگيجه در واقع احساس واقعي حركت است كه مي تواند چرخشي يا حركات عرضي يا عمودي محيط باشد ، يا خود بيمار احساس حركت داشته باشد . وجود سرگيجه دليل قاطعي براي ضايعات محيطي سيستم محيطي ( در گوش داخلي ) است ، اگر چه ضايعات مركزي درتشخيص افتراقي در مقام دوم است .
ب- احساس مواج بودن يا بينائي نوساني : احساسي است كه تمامي اشياء اطراف حركت دارند و با هر حركتي در سر و بدن بيمار ، اشياء اطراف نيز حركت ميكنند. اينحالت بطور عمده در ضايعات دو طرفه سيستم تعادلي گوش ديده ميشود. اگر رفلكس چشمي- تعادلي را نداشته باشيم امكان ندارد چشم بتواند تصاوير را روي جسم زرد ثابت نگه دارد و لذا بيمار در طي راه رفتن و حركت، توانايي خواندن كلمات را نداشته و حدت بينايي بيمار كاهش ميابد(فصل فيزيولوژي). اوسيلوپسي در وضعيت ايستاده و ثابت وجود ندارد .
ج- احساس سبكي سر : در بيشتر موارد بعلت اختلالات قلبي عروقي است . افت فشار خون وابسته به وضعيت بدن ( اورتواستاتيك) يا عدم تحمل ورزشي و حملات وازو- واگال و اختلالات متابوليك مثل كاهش قند خون شكايت فوق را بوجود مي آورند. فردي كه بيماري اضطراب دارد بدنبال تنفس سريع و تند دچار احساس سبكي سر ميشود . در بيماران كم خون نيز تظاهر فوق مطرح مي شود .
د- اختلال ديد : يك علت زمينه اي خاص را مطرح نمي كند ،اما در نيستاگموسهايي كه بسيار ظريف باشند و بيمار از سرگيجه واضح شكايت ندارد، امكان دارد كه شكايت عمده تاري ديد باشد . بايستي علل ديگر آن كه شامل اختلال عملكرد دو طرفه سيستم تعادلي ، اختلالات انكساري بينايي ، ضايعات عصب بينائي مثلاً در ضايعات تخريبي ميلين است، نيز مدنظر باشد .
ه- اختلال هماهنگي : علامت بيماري خاصي نيست و بيماريهاي متعدد مطرح ميشوند. ضايعات مركزي مثل تومور عصب هشتم ، اختلالات سيستم حسي محيطي و التهاب لابيرنت مي توانند باعث بروز اين علامت شوند .
و- كاهش هوشياري : اختلالات ساختماني و عروقي مركزي عامل بروز اين حالت است كه معمولاً بهمراه آن عملكرد حركتي بيمار نيز از بين مي رود .
ز- اختلال تمركز و بهم ريختگي : عدم توانايي تمركز و احساس غوطه وري علايم ضايعه سيستم تعادلي محيطي نيستند. مشكلات متابوليك و رواني و گاهي ضايعات مركزي توانايي ايجاد اين علايم را دارند . عوارض داروها و استفاده از مواد سمي و يا استنشاق آنها نيز علايم شبه سرگيجه مي دهد .
۲- شدت علايم :
براي درك شدت علايم بايستي عملكردهايي كه بيمار قبل از بروز علايم داشته را بررسي نمود و حداقل سوالات زير از بيمار پرسيده شود .
الف ) آيا توانايي كار و فعاليت در حين سرگيجه را داريد ؟ ايا مي تواند راه برويد، كار كنيد يا رانندگي كنيد؟ و آيا مجبوريد مدت طولاني دراز كشيده ، استراحت كنيد ؟ كارهاي روزانه شما چيست ؟ و آيا سرگيجه باعث شده كه تمامي كارهاي خود را تعطيل كنيد ؟
اكثراً در بيماريهاي محيطي تعادلي، علايم در اولين بروز شديد است و به تدريج از شدت آن كاسته ميشود. اگر علايم بشدت اوليه ادامه داشته و هيچگونه فروكشي در عرض چند روز تا چندين ماه نداشته باشد ، ضايعه محيطي مطرح نمي شود ، زيرا حتي اگر ضايعه تخريب كامل يكطرفه سيستم تعادلي محيطي داده باشد جبران مغز علايم را ظرف چند روز تا چند هفته برطرف ميكند. استثناء اينحالت در ضايعات تعادلي ناپايدار است كه جبران در آنها مقدور نيست .
۳- گذاريي بودن علايم :
الف ) بايد از بيمار در مورد اينكه بروز سرگيجه اي چند ثانيه ، چند دقيقه ، چند ساعت ، چند روز و يا دائم و پايدار بوده است سوال شده و پاسخ واضح درخواست شود. مواظب باشيد كه به اشتباه نيفتيد . بيمار چون حمله سرگيجه برايش وحشتناك است لذا علايم پس از چرخش اوليه را نيز به حمله اصلي ربط دهد در حاليكه حمله اول ممكن است فقط چند ثانيه بوده باشد.
سرگيجه خوش خيم حمله اي وضعيتي حمله چند ثانيه اي ، حملات گذراي عروقي علايم چند دقيقه اي و منيير حملات چند ساعته براي بيمار بوجود ميآورند ولي التهاب ويروسي لابيرنت، چند روز بيمار را درگير مي سازد. اختلالات متابوليك، رواني، سموم و عوارض داروها علايم پايدار مي دهد كه مربوط به سيستم تعادلي نيستند .
ب ) بيمار بايستي حملات رخ داده را بر اساس بروز بصورت هر روزه ، هفتگي، يا ماهيانه و ساليانه ، تقسيم كند(حتي ممكن است فقط يك حمله داشته است).. بعضي بيماريها حملات با تيپ خاصي داشته و جواب به درمان نيز با كاهش تعداد حملات مشخص ميشود .
۴ – فاكتورهاي تشديد و تسهيل كننده :
خوردن بعضي غذاها ، حركت سريع سر ، پهلو به پهلو شدن درتختخواب ، عطسه و سرفه، صداي بلند ، تغيير وضعيت و ورزش عواملي هستند كه باعث بروز سرگيجه در بيماريهاي خاصي شده و يا باعث تشديد علائم مي شوند.
مصرف غذاي پر نمك باعث تسهيل حمله حاد منيير مي شود . بيماري كه بدنبال خوردن غذاي خاصي سرگيجه مي گيرد، حساسيت غذايي را مطرح مي سازد . حركت سر و پهلو به پهلو شدن در رختخواب از علل تشديد كننده و ايجاد كننده علايم در بيماري سرگيجه خوش خيم حمله اي وضعيتي است، ولي هر گونه حركتي در سر مي تواند در سيستم تعادلي گوش محرك محسوب شود .
سرگيجه اي كه با واسطه سرفه و عطسه بوجو ميآيد احتمال نشت پري لنف و يا اختلالات سيستم عصبي مركزي ( افزايش فشار داخل مغزي ) را مطرح ميكند. در بيماري منيير و سيفليس وقتي كه چسبندگي در لابيرنت رخ داده باشد ، سيستم تعادلي گوش در برخورد با صداي بلند تحريك شده و سرگيجه رخ مي دهد كه به اينحالت پديد Tullio گويند.
توجيه اينحالت اين است كه از طريق كف دريچه بيضوي ،كشيدگي به اوتريكل و ساكول منتقل ميشود و تحريك شديدي حادث ميشود . سرگيجه اي كه با فعاليت ورزشي و تغيير وضعيت بدن حادث شود مشكلات قلبي عروقي را مطرح مي سازد ( در اين حالت معمولا سرگيجه بارز ديده نميشود ).
۵ – علايم همراه :
بيماري كه درگيري سيستم تعادلي گوش دارد از تهوع و استفراغ شاكي است . وجود كاهش شنوايي ، وزوز گوش ، احساس پري گوش و ترشح چركي از گوش ، باز هم به نفع درگيري سيستم تعادلي گوش محيطي است . در منيير سه علامت اول و در عفونت مزمن گوش پيشرفته و عارضه دار ترشح چركي و سرگيجه وجود دارد .
سرگيجه اي كه همراه دوبيني ، اختلال گفتاري ، ضعف و اختلال حس است علامت درگيري سيستم عصبي مركزي است كه حملات گذراي ايسكمي و سكته مغزي و مولتيپل اسكلروزيس مثالهاي آن هستند .
بيماري كه علايم اسكوتوم و بينايي تونلي و فلاشهاي نوراني به همراه سرگيجه ذكر مي كند بايستي ما را به ياد ميگرن بيندازد . وجود ناراحتي قفسه سينه و كوتاهي تنفس و تپش قلب دلايلي بر وجود مشكلات قلبي است . اختلال حسي علامت ضايعه مركزي است اما بي حسي اطراف دهان و سوزن سوزن شدن در انگشتان علايمي از تنفس تند در بيماريهايي مثل اضطراب است .
سقوط علامت غير اختصاصي است اما حملات سقوط علامت ويژه اي است كه در بيماريهاي نارسايي عروق بازيلار ، تشنج ، حمله هاي Tumarkin در منيير و در بيماريهاي قلبي يا وازواگال ديده ميشود .
۶- حادثه اوليه :
بايستي از بيمارخواست كه اولين حمله را بخاطر آورده و توضيح دهد. چون اطلاعاتي كه درحاشيه آن بدست مي آيد، ما را براي تصميم گيريهاي مهمتر هوشيارتر مي سازد . بيماري كه در طي پرواز يا غواصي يا آسيب غير نافذ دچار سرگيجه شده با بيماري كه بطور خودبخودي و ناگهاني بدون هيچ مقدمه اي سرگيجه پيدا كرده است، تفاوت در علت زمينه اي دارند . در نشت پري لنف، تغيير فشار در گوش باعث بروز سرگيجه ميشود. لذا بايستي به بيمار در مورد پرواز و غواصي هشدار داد. آسيب گوش داخلي و يا سيستم عصبي مركزي در تروماي غير نافذ مهم است ولي بيماريهاي مثل منيير حمله حاد و خودبخودي دارند .
۷- داروها و سموم :
داروهايي كه بيمار خودش مي خورد يا در طي بستري استفاده كرده، آنتي بيوتيكهاي وريدي و بخصوص آمينوگليكوزيدها، بايستي كامل ليست شود. ۱۰ تا ۲۰% بيماران سرگيجه اي شرح حال واضح دارويي دارند . اختلال فشار وضعيتي در مصرف داروهاي ضد فشار خون شايع است. آرامبخش ها و ضد افسردگي ها باعث اختلالات عملكردي سيستم عصبي مركزي مي شوند . بايستي تماس بيمار با جيوه، سرب و سموم ارگانيك و شغلي دقيق بررسي شود، چون آسيب مخچه اي و سيستم عصبي مركزي بوجود مي آورند .
۸- ساير بيماريها :
تعادل صرفاًُ وابسته به سيستم تعادلي گوش نيست و درگيريهاي چشمي و حسي عصبي نيز قادرند علايم عدم تعادل براي بيمار ايجاد ميكنند .
اختلالات ديد : كاهش ديد و آسيب شبكيه اي ، جراحي آب مرواريد و يا استفاده از عينك جديد ممكن است سرگيجه ايجاد كنند . اين علامت در افراد پير شايعتراست .
اختلالات حسي محيطي : در ديابت و مصرف زياد الكل ، كمبود ويتامين بي ۱۲ باعث آسيب سيستم حس محيطي عمقي مي شوند .
بيماري قلبي : علائم در اين بيماران سبكي سر و سرگيجه است. مشكلات دريچه اي و نارسايي و آريتمي هاي قلبي مسبب اين علائم هستند. اين گروه بيماران عمدتاَ احساس سرگيجه دارند .
اختلالات رواني : دراين حالت سرگيجه بصورت بارز نيست و عمدتاً احساس سرگيجه وجود دارد. اين مشكلات شايع بوده و شامل استرس ها ، اضطراب ، افسردگي و … هستند . شرح حال دقيق و بررسي مشكلات رواني قبلي بسيار كمك كننده است . حملات هراس كه با احساس سرگيجه، ضعف، اختلال حسي، تعريق شديد، كوتاهي تنفس و تند نفس كشيدن تظاهر مي كند، نبايستي با سرگيجه بارز اشتباه شوند
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید: